قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران


مشخصات

موارد دیگر
zahra feizi
18 پست
زن

دنبال‌کنندگان

zahra feizi
zahra feizi
گفتم: از من مطلب دیده ی گریان تر از این
دل غمگین تر و خونین تر و ویران تر از این


گفت: هر چند دلت خانه به دوش است ولی
دوست دارم که شود بی سروسامان تر از این


گفتمش: حالت دل در غم گیسوی تو چیست؟
دست بر زلف زد و گفت: پریشان تر از این


گفتمش: پیش رخت دیده چه حالت دارد؟
در رخ آینه خندید که حیران تر از این

گفتمش کفر سر زلف تو عالم بگرفت
گفت: درشهر که دیده است مسلمان تر از این

گفتمش: شیوه ی رفتار تو در گلشن چیست؟
سرو را کرد اشارت که خرامان تر از این


گفتمش: با رخ تو ماه چه نسبت دارد؟
گفت حرفی نشنیدیم پریشان تر از این


گفتم: ای دوست لبت را به چه تشبیه کنم؟
جانب گل نظر افکند که خندان تر از این


گفتمش: وقت سخن با تو چسان باید بود؟
جامه از تن بدر آورد که عریان تر از این


گفتم: از هجر تو جان برلب پروانه رسید
گفت جز شمع ندیدیم گران جان تر از این
ادامه ...
zahra feizi
zahra feizi
از دل پرخون بلبل كي خبر دارد بهار هر طرف چون لاله صد خونين جگر دارد بهار

از قماش پيرهن، غافل ز يوسف گشته اند شكوه ها از مردم كوته نظر دارد بهار

خواب آسايش كجا آيد به چشم سيمتن همچو بوي گل، عزيزي در سفر دارد بهار

از براي موشگافان در رگ هر سنبلي معني پيچيده چون موي كمر دارد بهار

هر زبان سبزه او ترجمان ديگري است از خمير خاكيان، يكسر خبر دارد بهار

ناله بلبل كجا از خواب بيدارش كند بالش نرمي كه از گل، زير سر دارد بهار

بسكه مي نالد ز شوق عالم بالا به خود خاك را نزديك شد از جاي بر دارد بهار
zahra feizi
zahra feizi
سنگ را آب کردن
کار عشق است
آب را سنگ کردن
شاهکار صمیمانه کیست؟

::
zahra feizi
zahra feizi
در منزل خجسته ی اسفند
همسایه ی سراچه ی فروردین

با شاخه های ترد بلوغ جوانه ها
باران به چشم روشنی صبح آمده ست
zahra feizi
zahra feizi
شعرهایی از رابیندرانات تاگور
رنج هست، مرگ هست، اندوه جدايي هست،
اما آرامش نيز هست، شادی هست، رقص هست،
خدا هست.
زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است.
زندگی همچون رودی بزرگ كه به دريا می رود،
دامان خدا را می جويد .
خورشيد هنوز طلوع ميكند
فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آويخته است:
بهار مدام می خرامد و دامن سبزش را بر زمين مي كشد:
امواج دريا، آواز می خوانند،
بر مي خيزند و خود را در آغوش ساحل گم ميكنند.
گل ها باز می شوند و جلوه می كنند و می روند.
نيستی نيست.
هستی هست.
پايان نيست.
راه هست.
تولد هر كودك، نشان آن است كه:
خدا هنوز از انسان نااميد نشده است.
ادامه ...
zahra feizi
zahra feizi
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می رسد
وباز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه عطر ستاره های کریم
سرشار می کند
و می شود از آنجا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافی است....
zahra feizi
zahra feizi
آشناهای غریب همیشه زیادند... آشناهایی که میایند و میروند... آشناهایی که برای ما آشنایند.. ولی ما برای آنها... نمیدانم.. واقعا چرا و چگونه میشود که همه روزی آشنای غریب میشوند.. یکی هست ولی نیست.. یکی نیست ولی هست.. یکی میگوید هستم ولی نیست ..یکی میگوید نیستم ولی هست.. و در پایان همه بودنها و نبودنها تازه متوجه میشوی که: یکی بود.. هیشکی نبود.. این است دردی که درمانش را نمیدانند.. و ما هم نمیدانیم که آن یکی که هست کیست.. و آن هیچکس کجاست.. کاش میشد یافت.. کاش میشد شکستنی نبود.. کاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودن خرد نشد.. و ما همچنان هستیم ..پس تو هم باش.. باش که دیگر یکی تنها نباشد..... بعد مدتها اومدم سایت گویا اتفاقات خوبی نیفتاده اینجا..حال و هوای همه اینجا مرغ سحریه... نمیدونم چرا خانم احمدی و ریحانی دیگه نیستن اما امیدوارم مساله هر چی که بوده برطرف بشه و دوباره شاهد حضور گرمشون باشیم...{-47-}
zahra feizi
zahra feizi
سلام. این چلیپارو برای گروه مشق چلیپا نوشته بودم که متاسفانه گروه یه جورایی حذف شده. امیدوارم هرچه زودتر دوباره فعالیتشو ازسر بگیره... خوشحال میشم دوستان کارمو نقد کنن.
DSC00008.jpg
صفحات: 1 2 3
DB Queries: 110 (0.4883s) | CACHE Queries: 78 (0.0047s) | Script Execution Time: 0.539 | Memory usage: 1.52MB | Server Load Average: 0.08, 0.15, 0.14