قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
امروز با بیدل
" در قمارِ زنده‌گی یارب چه باید باختن
چون حبابم از نَفَس نقدِ عدم در آستین " ( بیدل )
زنده‌گی در مسیرِ بی‌هیچی و پوچی، شبیه قماری‌ست - که با وجودِ فراز و فرود‌های این بازی- در پایان، نتیجه‌اش چیزی جز باختنِ صرف نیست.
محصولِ این قمار، بی‌تردید مانندِ حباب ( که اشاره به نیستی و حیاتِ زود گذر دارد) همان "نقدِ عدم" در آستینِ حیات داشتن است.
"نقدِ عدم" اشاره‌ای است به نیستی و سرانجامِ حیات انسان که به نابودی (مرگ) می‌انجامد.
بربنیادِ آنچه گفته شد، نیای معانی(بیدل) می‌گوید: در قمارِ زنده‌گی - که کنایه از بازیِ انسان در فرایندِ بُرد و باخت؛ یعنی تلاش بی‌هوده برای بقایِ بیشتر است- یارب(خدایا! ) چه را می بازیم؟، و سپس خودش از سرِ معرّفت به این پرسش پاسخ می‌دهد که در این قمار (قمارِ زنده گی) چیزی که آدمی مانند حباب از نَفَس در آستینِ حیات دارد، همانا "نقدِ عدم" ( حیاتِ جباب‌گونه و زود گذر است) که سرانجام به نیستی (مرگ) می‌انجامد.
1 امتیاز + / 0 امتیاز - 1396/10/21 - 17:01 در شعر وادبیات