قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
آوای دگر سرکن خنیاگر جانانه

با کلک نکیسایی در این شب عیدانه


ای شاعر افسونگر، رقص قلمی باید

با چرخش یلدایی، زیبنده و رندانه


پرکن قدح مینا، از دانه ی گلنارین

در این شبِ بیداری، مستانه ی مستانه


گل ریز و گل افشان کن، هنگامه ی یلدا شد

شهدخت فلک آید، با ناز و خرامانه


بر قامت رعنایش، شولای سپید دی

بر بافه ی گیسویش، فیروزه و دردانه


بر تخت نشانیدش، اندوه ستانیدش

جامی ز انارش ده، یا گندم و شهدانه


هنگامه دیگان شد، خورشید نمایان شد

از باده ی زرینش، گیتی همه میخانه


در این شب عیدانه هم باور باران شو

دستان تهی جوید احسان کریمانه


عرض ادبی باید بر خواجه ی شیرازی

امشب غزل حافظ، دردانه ی هر خانه


یلدا شد و پیران را واگویه ی صد قصه

رازی ز دل تاریخ، ایهام یک افسانه


جاوید بماند این، آیین اساطیری

در بدرقه ی پاییز، آغاز زمستانه


آرزو رحیمی
------
یلداتون همایون
این شعری که ارسال کردم منتخب کانون شعر ایران هست از اشعار یلدا و بین 5 هزار شرکت کننده
2 امتیاز + / 0 امتیاز - 1396/10/01 - 07:43 در شعر وادبیات
دیدگاه
ابوالفضل

بسیار خوب

1396/10/1 - 09:29