قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
تمام نقشه‌هایی را که کشیده بودی کنار گذاشتی،
و گذاشتی آنقدر زمان برشان بگذرد تا رویشان کپک زد
سال‌ها گذشت و تو همچنان به قراردادهایی چسبیده بودی،
که دیگر موعدشان گذشته بود،
چسبیده به تصمیم‌های خرد گذشته‌ها
و حال آنکه چه کارها بود که شوق انجام‌شان را داشتی.
حالا که سه چهارم از مهلت عمر گذشته است،
در‌می‌یابی که در سطح این جهان حتا خراشی هم نینداخته‌ای،
چه همه کارهای وامانده داری که صدایت می‌زنند،
و چه مهلت اندکی پیش از آنکه تاریکی بزرگ‌تری تو را فرا بخواند.
«Brian Patten»
3 امتیاز + / 0 امتیاز - 1395/04/21 - 12:05 در شعر وادبیات
DB Queries: 24 (0.0878s) | CACHE Queries: 26 (0.0013s) | Script Execution Time: 0.108 | Memory usage: 0.98MB | Server Load Average: 0.02, 0.06, 0.05