قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گروه اشعار و ادبیات کلک خیال:
درود به تمامی شما سروران که دل به سرافرازی ایران و ایرانی بسته اید.
بسیار امید دارم که این فضای صمیمی و ادیبانه دریچه ای باشد به آسمان درخشان ادب و فرهنگ ایران بزرگ

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

شعر وادبیات

گروه عمومی · 119 کاربر · 1265 پست
Ne.
Ne.
تمام نقشه‌هایی را که کشیده بودی کنار گذاشتی،
و گذاشتی آنقدر زمان برشان بگذرد تا رویشان کپک زد
سال‌ها گذشت و تو همچنان به قراردادهایی چسبیده بودی،
که دیگر موعدشان گذشته بود،
چسبیده به تصمیم‌های خرد گذشته‌ها
و حال آنکه چه کارها بود که شوق انجام‌شان را داشتی.
حالا که سه چهارم از مهلت عمر گذشته است،
در‌می‌یابی که در سطح این جهان حتا خراشی هم نینداخته‌ای،
چه همه کارهای وامانده داری که صدایت می‌زنند،
و چه مهلت اندکی پیش از آنکه تاریکی بزرگ‌تری تو را فرا بخواند.
«Brian Patten»
Ne.
Ne.
سلام بر دوستان.
هر کدام از دوستان، نام یک یا چند کتاب خوبی را که خوانده اند معرفی کنند تا همگی برای خواندن آنها زودتر اقدام کنیم.

( منظورم کتابهایی در زمینه های مختلف است )
photo_2016-07-06_03-55-58.jpg
Ne.
Ne.
در این جامعه اشباع شده‌ای که مردم هم لپ تاپ دارند و هم موبایل و آی‌پد و ....، من هنوز هم راهم را آرام آرام با کتاب‌ها باز می‌کنم.
اطلاعات فوری به کارم نمی‌آید. ترجیح می‌دهم قفسه کتابخانه‌ها را زیر و رو کنم چون وقتی برای یاد گرفتن چیزی زحمت می‌کشم، دیگر از خاطرم پاک نمی‌شود.
اصلن می‌شود تصور کرد آدم با یک کامپیوتر بخزد توی تخت خوابش؟...
یک چیزهایی هست که باید روی صفحه‌های نرم کاغذ رخ بدهد، نه در یک فلز سرد.
(هارپر لی)
Ne.
Ne.
آنگه که بخواندت بخوانی
13237621_1235018229849917_86667342180177833_n.jpg
حسین امانی
حسین امانی
اگر بدامن وصل تو دست ما نرسد

کشیده ایم در اغوش آرزوی ترا...


حزین لاهیجی
زلف مشکین تو یک عمر تامل دارد نتوان سرسری از معنی پیچیده گذشت!
خوش باف
خوش باف
گر بداند لذت جان باختن در راه عشق
هیچ عاقل زنده نگذارد به عالم خویش را!

قاآنی
تاخدا،یک رگ گردن باقی است
حسین امانی
حسین امانی
یک نفر
کاش همین لحظه
همین جا فی الفور ..

برسد از ره و
حال دل من
خوب شود...

فاطمه دشتی
زلف مشکین تو یک عمر تامل دارد نتوان سرسری از معنی پیچیده گذشت!
حسین امانی
حسین امانی
برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود

دست‌های خویش و دامان "تو" ام آمد به یاد

سهیل محمودي
زلف مشکین تو یک عمر تامل دارد نتوان سرسری از معنی پیچیده گذشت!
صفحات: 1 2 3 4 5