قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گروه اشعار و ادبیات کلک خیال:
درود به تمامی شما سروران که دل به سرافرازی ایران و ایرانی بسته اید.
بسیار امید دارم که این فضای صمیمی و ادیبانه دریچه ای باشد به آسمان درخشان ادب و فرهنگ ایران بزرگ

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

شعر وادبیات

گروه عمومی · 119 کاربر · 1265 پست
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
عرفانِ واقعی؛ یعنی آزاد بودن از قیدِ تعلقات
"عرفان" را از بهرِ "پرخاش‌گری"هایش دوست دارم؛ اما تو جهیاتِ "جوگی‌وار"ی را که بر دامنش پینه زده‌اند، هرگز نمی‌پذیرم. عرفانِ واقعی؛ یعنی آزاد بودن از قیدِ تعلقات؛ به نقل از "رندِ شیراز":
" غلامِ همت آنم که زیرِ چرخِ کبود
ز هرچه رنگِ تعلق پذیرد، آزاد است"
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز با بیدل:
"به هزار پرده بیدل، زدهانِ بی‌نشانش
سخنی شنیده‌ام من، که کسی ندیده باشد"(بیدل)
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
امین زند
امین زند
در سمت توام
دلم باران ، دستم باران
دهانم باران ، چشمم باران
روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...
هر اذانی که می وزد
پنجره ها باز می شوند
یاد تو کوران می کند ...
هر اسم تو را که صدا می زنم
ماه در دهانم هزار تکه می شود ...
کاش من همه بودم
کاش من همه بودم
با همه دهان ها تو را صدا می زدم ...
کفش های ماه را به پا کرده ام
دوباره عازم توام ...
تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگی با توست
زندگی همین حالاست...
ادامه ...
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
امین زند
امین زند
جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا

ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترا

زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به خون

جانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارم ترا
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز، این غزلِ"دهقانِ کابلی" مرا دیوانه ساخت...وای، وای... روانت شاد شاعر!
بت‌خانه نشین استم، از کعبه سخن دارم
عیب است مسلمان را، زین کیشی که من دارم
هر هشت بهشت اینجا، در دامنِ یک مست است
کوثر به گدا بخشد، ساقی‌یی که من دارم
تا جان ندهم جانان، هرگز ننماید رُخ
جز مرگ علاجی نیست، این دردی که من دارم
از دود درین صحرا، گیرید سراغم را
من دوزخیِ عشقم، در شعله وطن دارم
هم رندِ همین باغم، هم شیخِ همین صحرا
در مغز نمی‌گنجد، معنی‌یی که من دارم
گر پوشِ مزارم را، از برگِ گیاه سازید
"دهقانِ" همین دشتم، از سبزه کفن دارم
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
********** یلدا **********

آوای دگر سر کن ، خنیاگر جانانه
با کلک نکیسایی ، سُرنایی و طبلانه
...

ای شاعر افسونگر ، رقص قلمی باید
صد قافیه مهمان کن ، این محفل شادانه

پر کن قدح مینا ، از دانۀ گلنارین
امشب شب بیداری ، مستانۀ مستانه

گل ریز و گل افشانید هنگامۀ یلدا شد
شهدخت فلک آید ، با ناز و خرامانه

بر قامت رعنایش ، شولای سپید دی
بر بافۀ گیسویش ، مهتاب و ستارانه

بر تخت نشانیدش ، اندوه ستانیدش
جامی ز انارش ده ، یا گندم و شهدانه

هنگامۀ دیگان شد ، خورشید نمایان شد
از بادۀ زرینش ، گیتی همه میخانه

در این شب عیدانه ، هم باور باران شو
دستان تهی جوید ، احسان کریمانه

عرض ادبی باید ، بر خواجۀ شیرازی
امشب غزل حافظ ، دردانۀ هر خانه

یلدا شد و پیران را ، واگویۀ صد قصه
رازی ز دل تاریخ ، ایهام یک افسانه

جاوید بماند این آیین اساطیری
در بدرقۀ پاییز ، آغاز زمستانه

آرزو رحیمی
یلدای همه ی عزیزان خجسته باد ، باشد که کهن شهدخت آریایی را قدر نهیم
ادامه ... 12347913_1698138773756400_8523658458247506498_n.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
معصوم
معصوم
قلمت را بردار
بنویس از همه ی خوبیها
زندگی ، عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست
گل مریم  گل رز
بنویس از دل من
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس
که چو یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نمازى بنويس
كه وضو با نم شبنم ساخته ست
از نگاهی بنویس
که پر ازجاذبه ى عشق به هر جاى جهان مى نگرد
بجز از يار نمى بيند كس
قلمت را بردار
روی کاغذ بنویس :  زندگی با همه ی تلخی ها ، چون كه با عشق كند همراهى ،
همچنان شيرين است
ادامه ...
دوستدار زیبایی های خدای خوبم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
{-35-}
gal100.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
صفحات: 11 12 13 14 15