قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گروه اشعار و ادبیات کلک خیال:
درود به تمامی شما سروران که دل به سرافرازی ایران و ایرانی بسته اید.
بسیار امید دارم که این فضای صمیمی و ادیبانه دریچه ای باشد به آسمان درخشان ادب و فرهنگ ایران بزرگ

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

شعر وادبیات

گروه عمومی · 124 کاربر · 1276 پست
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
********** یلدا **********

آوای دگر سر کن ، خنیاگر جانانه
با کلک نکیسایی ، سُرنایی و طبلانه
...

ای شاعر افسونگر ، رقص قلمی باید
صد قافیه مهمان کن ، این محفل شادانه

پر کن قدح مینا ، از دانۀ گلنارین
امشب شب بیداری ، مستانۀ مستانه

گل ریز و گل افشانید هنگامۀ یلدا شد
شهدخت فلک آید ، با ناز و خرامانه

بر قامت رعنایش ، شولای سپید دی
بر بافۀ گیسویش ، مهتاب و ستارانه

بر تخت نشانیدش ، اندوه ستانیدش
جامی ز انارش ده ، یا گندم و شهدانه

هنگامۀ دیگان شد ، خورشید نمایان شد
از بادۀ زرینش ، گیتی همه میخانه

در این شب عیدانه ، هم باور باران شو
دستان تهی جوید ، احسان کریمانه

عرض ادبی باید ، بر خواجۀ شیرازی
امشب غزل حافظ ، دردانۀ هر خانه

یلدا شد و پیران را ، واگویۀ صد قصه
رازی ز دل تاریخ ، ایهام یک افسانه

جاوید بماند این آیین اساطیری
در بدرقۀ پاییز ، آغاز زمستانه

آرزو رحیمی
یلدای همه ی عزیزان خجسته باد ، باشد که کهن شهدخت آریایی را قدر نهیم
ادامه ... 12347913_1698138773756400_8523658458247506498_n.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
معصوم
معصوم
قلمت را بردار
بنویس از همه ی خوبیها
زندگی ، عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست
گل مریم  گل رز
بنویس از دل من
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس
که چو یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نمازى بنويس
كه وضو با نم شبنم ساخته ست
از نگاهی بنویس
که پر ازجاذبه ى عشق به هر جاى جهان مى نگرد
بجز از يار نمى بيند كس
قلمت را بردار
روی کاغذ بنویس :  زندگی با همه ی تلخی ها ، چون كه با عشق كند همراهى ،
همچنان شيرين است
ادامه ...
دوستدار زیبایی های خدای خوبم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
{-35-}
gal100.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‌گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می‌شد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیت‌های سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم می‌زند.شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملوی یا شعر منثور شناخته می‌شود. شاملو که هر شاعر آرمانگرا را در نهایت امر یک آنارشیست تام و تمام می‌انگاشت،
در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفه سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت‌هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‌هایی
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
21 آذر زادروز استاد ادبیات و شعر پارسی " احمد شاملو" گرامی باد {-35-}
shamlou2.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
واژه‌ی"طِب" در اصل، همان واژه‌ی" تَبِ" پارسی است
واژه‌ی عربی"طب‌" گفته می شود از واژه‌ی "تَبِ‌" پارسی گرفته شده است.
روایتش این که: مردمان باستان، پنداشت شان این بود که «تَب‌» مادر همه‌ای بیماری‌هاست؛ بر بنیاد این، درمانِ "تَب‌" را از پایه های درمان برای سایر امراض نیز می‌دانستند.
عرب‌ها از واژه‌ی "تب‌" پارسی، واژه‌ی "طب‌" را ساختند و از آن مشتقاتی(جدامدهایی) مانندِ: "طبیب، طبابت، اطباء، طباشیر و…‌" را پدید آوردند.
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
امین زند
امین زند
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
حافظ
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
تا که بیداریم، از چه خواب را باور کنیم؟
موج‌ها، ننگ است اگر مرداب را باور کنیم
رستم از نسل من‌وتو، کشورمان پارسی
با چنین آزاده‌گی، اطناب را باور کنیم؟
پاسداران خراسان، تشنه‌گان دوستی!
دست‌دردست حقیقت‌یاب را باور کنیم
ما که سه‌عکس جدا افتاده در کنج اتاق
کاش در پهلوی هم، یک‌قاب را باور کنیم
از خط پیشانی ما، قبله را کژ برده اند
سجده مردود است اگر محراب را باور کنیم
شب‌نشین قصه‌های بی‌سرانجامیم ما
چهره بنما تا مگر مهتاب را باور کنیم؟!
از کتاب "سه عکس جدا افتاده"
نجیب بارور
ادامه ...
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 10 11 12 13 14
DB Queries: 72 (0.3111s) | CACHE Queries: 51 (0.0037s) | Script Execution Time: 0.361 | Memory usage: 2.69MB | Server Load Average: 0.26, 0.22, 0.13