قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گروه اشعار و ادبیات کلک خیال:
درود به تمامی شما سروران که دل به سرافرازی ایران و ایرانی بسته اید.
بسیار امید دارم که این فضای صمیمی و ادیبانه دریچه ای باشد به آسمان درخشان ادب و فرهنگ ایران بزرگ

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

شعر وادبیات

گروه عمومی · 119 کاربر · 1268 پست
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
روز جهانی زبان مادری به شما عزیزان که با زبان مادری تان می نویسید ، می سرایید ، حرف می زنید و به آن ارج می گذارید مبارک باد ، به گفته ی دکتر حسن عشایری " باور های درونی انسان با زبان مادری پردازش می شود " این عصب شناس هم چنان می گوید " بسیاری از عواطف آدمی بدون زبان مادری امکان بیان ندارد " .
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
امین زند
امین زند
هنرمند از دیده عشق وام می گیرد
و به تماشای جهان می پردازد
جهان دیگر می بیند
پر از فرشته
پر از آواز
پر از رقص
پر از هنر
و پر از یار آشنا
وخواهد گفت :
چو غنچه گر چه فروبستگیست کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا می‌باش
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
امین زند
امین زند
پنجـــره را بـاز کن
و از ایــن هــوای مطبوع بــارانی لـذت ببـــر
خوشـبختانه
بــاران ارث پـــدر هیچــکس نیست

حسین پناهی
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
امین زند
امین زند
در این عمری که میداﻧﻲ
فقط چندی تو مهماﻧﻲ!
به جان و دل
تو عاشق باش......رفیقان را.......مراقب باش......
مراقب باش ﺗﻮ به آﻧﻲ،
دل موری نرنجاﻧﻲ...
که در آخر تو میمانـﻲ و
مشتی خاک که از آﻧﻲ...
دلا یاران سه قسمند گر بدانی.
زبانی اند و نانی اند و جانی.

به نانی نان بده از در برانش.
محبت کن به یاران زبانی.

ولیکن یار جانی را نگه دار.
به پایش جان بده تا میتوانی.

(مولانا)
ادامه ...
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
امین زند
امین زند
كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
امین زند
امین زند
از دیده مرو که می رود نور
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
آرامگاه رودکی تاجیکستان
بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی
12670171_1026740107396750_3124609947502968386_n.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز با بیدل:
" ناله‌ها کردیم و کس زین انجمن آگاه نیست
آنچه دل می‌خواهد از اظهارِ مطلب، آه نیست" (بیدل)
مهم‌ترینِ ظرافتِ معنایی و ایهامِ مفهومی در واژه‌ی " آه " نهفته است؛ زیرا قافیه‌ی " آه "در پیوست با ردیف "نیست"، دو مفهوم را در ذهن می‌رساند: " ناله‌هایی که من دارم، از آن، هیچ‌کس در هستی ( انجمن= جمعی ازمردم ) آگاهی ندارد؛ اما آن چه که دل می‌خواهد اظهارکند، آن " آه " نه؛ بل چیزی فراتر و ناشناخته تر از " آه " است که به هر حال بازگوکننده‌ی یک اندوهِ بزرگ است؛ ولی در برداشت دومی می تواند کاربردِ مفهومی " آه نیست"، به نحوی تأکیدی باشد مبنی براین که: آن چیزی را که دل می خواهد، اظهار کند، " آه " (افسوس) که آن نیست؛ اما با توجه به قرائت درون متنی از مفهومِ بیت، گمان نخست ( آه نیست؛ بلکه فراتر از آه است) می تواند نزدیک به اندیشه ی نیای معانی(بیدل) باشد.
بربنیادِ این، هنگامی که بیتِ نخست را در پیوند با مصرعِ بعدی- به لحاظ ِکاربردِ معنایی – پیوسته بخوانیم؛ - تاحدی – این گمان نخست، تقویت می شود:
" امتحان صد بار طی کرد از زمین تا آسمان
هیچ‌جا چون گوشه‌ی بی‌مطلبی، دل‌خواه نیست"
آوردن مصرع " هی
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 9 10 11 12 13