قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گروه اشعار و ادبیات کلک خیال:
درود به تمامی شما سروران که دل به سرافرازی ایران و ایرانی بسته اید.
بسیار امید دارم که این فضای صمیمی و ادیبانه دریچه ای باشد به آسمان درخشان ادب و فرهنگ ایران بزرگ

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

شعر وادبیات

گروه عمومی · 119 کاربر · 1265 پست
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز با بیدل
"بیدل" بساطِ وهم به‌خود چیده‌ام چو صبح
ورنه زجنسِ هستیِ من هرچه هست، نیست"(بیدل)
هستی انسان در برابر هستی مطلق، هستی "حادث" است؛(حادث ازمنظرفلسفی ویژه گی آن‌چه است که زمانی وجودنداشته وسپس پدیدآمده یا اتفاق افتاده وبرعکس مفهومِ "قدیم" است) یعنی خدا هستیِ قدیم(قدیم ازدیدگاه فلسفه وکلام ویژه گی موجودی است که مسبوق به زمان نیست ،وازنام هاوصفت خداوندبزرگ نیزاست.) در برابر هستی "حادث" است، و در واقع هر گونه هستیی در برابر هستی مطلق، سر انجام به نیستی می انجامد، و انسان نیز هستی منتج به نیستی است که برای خودش مانند صبح که نابود می شود و دوباره پدید می شود، بساط و همی چیده است، یعنی تصور باطلی از هستی دایمی در ذهنش نقش بسته است؛ در حالی که با توجه به مصرع: "ورنه زجنس هستی من هر چه هست،نیست" هیچ چیز ( یا جنسی که متعلق به هستی اوست) هستی مطلق نیست و سر انجام نابود شدنی است.
بیدل با این اشاره، به گونه‌ی غیر مستقیم این نکته را یاددهانی می‌کند که هستی دایمی و مطلق، تنها از آنِ خداوند است، و حیات آدمی در عالم ناسوت، هستی به عاریت گرفته‌یی است که سر انجام پایان می‌یابد و اندیشه‌ی هستی
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
در آستانه فرارسیدن سال نو ، بهار نو و آرزو های نو
unnamed.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
روز جهانی زبان مادری به شما عزیزان که با زبان مادری تان می نویسید ، می سرایید ، حرف می زنید و به آن ارج می گذارید مبارک باد ، به گفته ی دکتر حسن عشایری " باور های درونی انسان با زبان مادری پردازش می شود " این عصب شناس هم چنان می گوید " بسیاری از عواطف آدمی بدون زبان مادری امکان بیان ندارد " .
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
امین زند
امین زند
هنرمند از دیده عشق وام می گیرد
و به تماشای جهان می پردازد
جهان دیگر می بیند
پر از فرشته
پر از آواز
پر از رقص
پر از هنر
و پر از یار آشنا
وخواهد گفت :
چو غنچه گر چه فروبستگیست کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا می‌باش
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
امین زند
امین زند
پنجـــره را بـاز کن
و از ایــن هــوای مطبوع بــارانی لـذت ببـــر
خوشـبختانه
بــاران ارث پـــدر هیچــکس نیست

حسین پناهی
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
امین زند
امین زند
در این عمری که میداﻧﻲ
فقط چندی تو مهماﻧﻲ!
به جان و دل
تو عاشق باش......رفیقان را.......مراقب باش......
مراقب باش ﺗﻮ به آﻧﻲ،
دل موری نرنجاﻧﻲ...
که در آخر تو میمانـﻲ و
مشتی خاک که از آﻧﻲ...
دلا یاران سه قسمند گر بدانی.
زبانی اند و نانی اند و جانی.

به نانی نان بده از در برانش.
محبت کن به یاران زبانی.

ولیکن یار جانی را نگه دار.
به پایش جان بده تا میتوانی.

(مولانا)
ادامه ...
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
امین زند
امین زند
كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
امین زند
امین زند
از دیده مرو که می رود نور
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
صفحات: 9 10 11 12 13