قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
کارشناسی شیمی دانشگاه پیام نور .دانشجوی ارشدشیمی شروع حرفه ای خوشنویسی تابستان86 واخذمدرک ممتاززمستان90.هم اکنون هنرجوی فوق ممتازاستادعلی فرزانه هستم.تدریس خط تحریری ازسال87-90در مدارس .مدرس انجمن خوشنویسان گلپایگان ازسال91تاکنون

مشخصات

موارد دیگر
توکل
91 پست
زن

دنبال‌کنندگان

خادم
خادم
تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن
تویی که منتخب هستی به نیزه سر دیدن
بگو برای من از خاطرات خود بانو
کنار مقتل عشق و گلو و بوسیدن
زبعد کرببلا کودکان بی بابا
شنیده ام که همیشه گرسنه خوابیدن
الا مفسر قرآن چقدر لذت داشت
صدای قاری قرآن زنیزه بشنیدن؟!
بجز شما چه کسی می تواند ای خانم
شبیه ابر بهاری ز غصه باریدن
و ما رایتُ و الا جمیلتان یعنی
تویی که دیده نیالوده ای به بد دیدن
روضه.jpg
توکل
توکل
...
01.jpg
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
توکل
توکل
در گرانبارترین نومیدی،

بارها بر سر خود بانگ زدم: "هیچت ار نیست مخور خون جگر،

دست که هست"!

بیستون را یاد آور، دستهایت را بسپار به کار،

کوه را چون پرِ کاه از سر راهت بردار!

و چه نیروی شگفت انگیزیست،

دست هایی که به هم پیوسته ست !


فریدون مشیری
ادامه ...
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
برهانی
برهانی
تا به یاد چشم مست او زنم پیمانه ای
چون سبو افتاده ام در گوشه ی میخانه ای

من ز هجران سوزم و پروانه در عین وصال
هر کسی سوزد به نوعی در غم جانانه ای

بهر خال روی او، دل شد اسیر موی او
آری اندر دام افتد مرغ بهر دانه ای

گرد شمع روی جانان هر که بی پروا نسوخت
بهر جانبازی ندارد همت پروانه ای

دولت دیدار او را روز و شب جویم ز دل
تا مگر آن گنج یابم گوشه ی میخانه ای

چند می ترسانیم از حلقه ی زلفش شکیب
کی غم از زنجیر دارد همچو من دیوانه ای

* شکیب اصفهانی
ادامه ...
اللهم عجل لمولانا الغریب الفرج
توکل
توکل
حضور استادامیرخانی دربرنامه زنده تلویزیونی سفید
یکشنبه ساعت 24 ازشبکه آموزش سیما

ماکه شبکه آموزش نداریم دوستان به جای ماهم ببینید....{-60-} {-245-} [لینک]
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
توکل
توکل
سلام
تقدیم به جناب رضوانی...
1273817700_2-salane-25.jpg
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
توکل
توکل
شب آخر

عصر تاسوعا حضرت ابا عبداللّه الحسين صلوات اللّه عليه جلوى خيمه نشسته بود و سر مبارك خود را بر سر زانوهاى خود نهاده ، تا قدرى استراحت نمايد.
پس ناگهان حضرت زينب با شنيدن صداى صيحه اسبان و هجوم دشمنان، نزديك برادرش امام حسين (ع) آمد و به آن حضرت خطاب كرد و اظهار داشت : اى برادر! آيا صداى اسبان را نمى شنوى، كه هجوم آورده اند؟!
پس امام حسين (ع) سر از زانوى خود برداشت و ايستاد؛ و آن گاه برادر خود حضرت اباالفضل العبّاس(ع) را صدا كرد و فرمود: برادرجان عبّاس! حركت كن و به سوى مهاجمين برو؛ و از ايشان بخواه كه امشب را به ما مهلت دهند، تا در اين شب با پروردگار متعال مناجات و راز و نياز نمائيم .
خدا مى داند كه من نماز و تلاوت قرآن، همچنين مناجات و استغفار به درگاه خداوند متعال را خيلى دوست دارم .
لذا حضرت اباالفضل (ع) از آن ها مهلت گرفت .
و در آن شب امام حسين (ع) و ديگر اصحاب و ياران آن حضرت هر كدام به نوعى مشغول عبادت و استغفار و راز و نياز با قاضى الحاجات شدند.

تلخيص از : مقتل خوارزمى : ج 2، ص 33، تاريخ طبرى : ج 4، ص 344، مشيرالاحزان : ص 72، بحارالانوار : ج 45، ص 47 - 57.
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
توکل
توکل
بصیرت کامل
{-35-}{-35-}{-35-}

امام صادق(ع) درباره مقام حضرت ابوالفضل(ع) فرمودند«كان عمّنا العبّاس نافذ البصيرة، صلب الايمان، جاهد مع أبى عبد اللَّه، و ابلى بلاء حسنا، و مضى شهيدا.»
عموى گرانقدرم، عباس، انسانى هوشمند و ژرفنگر و آراسته به ايمانى آگاهانه و استوار و عميق بود؛ به همراه حسين (ع) دليرانه مبارزه كرد و در آزمون سخت زندگى- با به جان خريدن رنجها و گرفتاريهاى بسيار در راه خدا- سرفراز و سربلند سر بر آورد و پس از جهادى سترگ و شجاعانه، جان را در راه خدا هديه كرد.

(شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار، ج3، ص184.)
محرم-5.jpg
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
صفحات: 2 3 4 5 6