قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
کارشناسی شیمی دانشگاه پیام نور .دانشجوی ارشدشیمی شروع حرفه ای خوشنویسی تابستان86 واخذمدرک ممتاززمستان90.هم اکنون هنرجوی فوق ممتازاستادعلی فرزانه هستم.تدریس خط تحریری ازسال87-90در مدارس .مدرس انجمن خوشنویسان گلپایگان ازسال91تاکنون

مشخصات

موارد دیگر
توکل
88 پست
زن

دنبال‌کنندگان

توکل
توکل
سلام وشب بخیر خدمت تمام کاربران
ایام به کامتان{-35-} {-35-}
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
توکل
توکل
سلام وشب بخیر....
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
سید امیر حسین بَطحائی
سید امیر حسین بَطحائی
دوستان عزیز ببخشید که بی ادبی میکنم و اول از همه شروع میکنم.
ولی یک سوال برای اغاز تشکیل دوباره این گروه دارم.



یادتون هست اولین بار کی قلم به دست گرفتید؟چند سال گذشته؟چه کسی قلم رو دستتون داد؟

قطعا جوابها زیبا خواهد بود.
خوشنویسی بصفحه ء ایران عاقبت سر شکستگی باشد.
توکل
توکل
برکات احسان کردن

ابن شهر آشوب روايت كرده است كه حضرت امام حسين(ع) فرمود: بهترين اعمال بعد از نماز، داخل كردن سرور در قلب مؤمن است به گونه ای که همراه گناه نباشد، به درستى كه من ديدم روزى غلامى با سگى طعام مى‏خورد، من از سبب آن پرسيدم گفت: يا بن رسول اللَّه من مغمومم مى‏خواهم او را شاد گردانم، شايد شادى او موجب شادى من گردد، زيرا كه مالكى دارم يهودى و مى‏خواهم از دست او نجات يابم. حضرت چون اين سخن را از غلام شنيد، رفت به نزد يهودى كه مالك او بود و فرمود: دويست دينار طلا مى‏دهم كه غلام خود را به من بفروشى، يهودى گفت: من غلام را فداى گامهاى تو كردم كه برداشته‏اى و به خانه من آمده‏اى، و اين بستان را نيز به او مى‏دهم، و مال را به تو پس مى‏دهم، حضرت فرمود: مال را به تو بخشيدم، يهودى گفت: قبول كردم و به غلام بخشيدم، حضرت فرمود: غلام را آزاد كردم و مالها را به او بخشيدم، زن يهودى گفت: من مسلمان شدم و مهر خود را به شوهر بخشيدم، يهودى گفت: من نيز مسلمان شدم و اين خانه را به زن خود بخشيدم‏
جلاء العيون، المجلسي ،ص:504
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
توکل
توکل
حاصل گشت گذاردراینترنت...
ببخشیداگرکیفیتشون پایینه
psz3hew1m55xucuugba31.jpg wzg6vtjjsy9meww2wjqf.jpg
3 دیدگاه · 1393/09/17 - 19:30 در قدما ·
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
خادم
خادم
تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن
تویی که منتخب هستی به نیزه سر دیدن
بگو برای من از خاطرات خود بانو
کنار مقتل عشق و گلو و بوسیدن
زبعد کرببلا کودکان بی بابا
شنیده ام که همیشه گرسنه خوابیدن
الا مفسر قرآن چقدر لذت داشت
صدای قاری قرآن زنیزه بشنیدن؟!
بجز شما چه کسی می تواند ای خانم
شبیه ابر بهاری ز غصه باریدن
و ما رایتُ و الا جمیلتان یعنی
تویی که دیده نیالوده ای به بد دیدن
روضه.jpg
توکل
توکل
...
01.jpg
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
توکل
توکل
در گرانبارترین نومیدی،

بارها بر سر خود بانگ زدم: "هیچت ار نیست مخور خون جگر،

دست که هست"!

بیستون را یاد آور، دستهایت را بسپار به کار،

کوه را چون پرِ کاه از سر راهت بردار!

و چه نیروی شگفت انگیزیست،

دست هایی که به هم پیوسته ست !


فریدون مشیری
ادامه ...
رشته ای برگردنم افکنده دوست...
صفحات: 1 2 3 4 5