قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
درود و سلام به شما عزیز سپاس که مرا لایق همراهی دانسته اید من از سال 1385 در خدمت استاد مسعود تقوی در انجمن بروجرد خوشنویسی را شروع کردم. در حال حاضر دارای مدرک دوره ممتاز می باشم اکنون در دانشگاه مشهد دانشجوی مهندسی متالورژی صنعتی هستم

مشخصات

موارد دیگر
نگار کارگرفرد
135 پست
زن

دنبال‌کنندگان

نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان عزیز و هنرمندم
باعرض پوزش از غیبت طولانی مدت بنده... درگیر پروژه های دانشگاهوو کنکور ارشد بودم
امیددارم که گروه همچون سابق فعالیت های زیادی داشته باشه و از تمامی شما عزیزانم دعوت به همکاری میکنم
برای پیشرفت ادب و فرهنگ ایران بزرگ
آدینه ی زیبایی را برایتتان آرزومندم
نگار کارگرفرد
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
********** یلدا **********

آوای دگر سر کن ، خنیاگر جانانه
با کلک نکیسایی ، سُرنایی و طبلانه
...

ای شاعر افسونگر ، رقص قلمی باید
صد قافیه مهمان کن ، این محفل شادانه

پر کن قدح مینا ، از دانۀ گلنارین
امشب شب بیداری ، مستانۀ مستانه

گل ریز و گل افشانید هنگامۀ یلدا شد
شهدخت فلک آید ، با ناز و خرامانه

بر قامت رعنایش ، شولای سپید دی
بر بافۀ گیسویش ، مهتاب و ستارانه

بر تخت نشانیدش ، اندوه ستانیدش
جامی ز انارش ده ، یا گندم و شهدانه

هنگامۀ دیگان شد ، خورشید نمایان شد
از بادۀ زرینش ، گیتی همه میخانه

در این شب عیدانه ، هم باور باران شو
دستان تهی جوید ، احسان کریمانه

عرض ادبی باید ، بر خواجۀ شیرازی
امشب غزل حافظ ، دردانۀ هر خانه

یلدا شد و پیران را ، واگویۀ صد قصه
رازی ز دل تاریخ ، ایهام یک افسانه

جاوید بماند این آیین اساطیری
در بدرقۀ پاییز ، آغاز زمستانه

آرزو رحیمی
یلدای همه ی عزیزان خجسته باد ، باشد که کهن شهدخت آریایی را قدر نهیم
ادامه ... 12347913_1698138773756400_8523658458247506498_n.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
{-35-}
gal100.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‌گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می‌شد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیت‌های سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم می‌زند.شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملوی یا شعر منثور شناخته می‌شود. شاملو که هر شاعر آرمانگرا را در نهایت امر یک آنارشیست تام و تمام می‌انگاشت،
در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفه سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت‌هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‌هایی
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
21 آذر زادروز استاد ادبیات و شعر پارسی " احمد شاملو" گرامی باد {-35-}
shamlou2.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی
چو جان، ‌نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که می‌گذری تلخ بر من، از سر قهر
گمان برم که غم‌انگیز ماه و سال منی
خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام
لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی ... سیمین بهبهانی
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
نقاشی روی بوم خاطرم ، نقشی خیالی می کشم شوق پروازست جان را ، شاهبالی می کشم برگۀ نقاشی ام ، یک نقشۀ جغرافیاست مرکزش را ، نقش قلب بی مثالی می کشم جنگل این نقشه را ردی ز شیر و یوز نیست در شیار تند کوهستان ، غزالی می کشم جای افراهای مرده ، راشهای گم شده نقش سبزی از سپیداری شمالی می کشم گوشۀ نقاشی ام ، دریاچه ای خشکیده است بغضها می بارد و موجی خیالی می کشم در کنار چشمه ساران زلال زاگرس دختری ایلامی و تنگی سفالی می کشم سرزمین خفته در شنهای داغ شرق را بوته های توامان ، چون نقش قالی می کشم آسمان لوت و هامون را ز ابران سیه بارش باران و برفی احتمالی می کشم در مداد آبی ام ، آبی ترین امیدهاست زایش زاینده رودِ بی زوالی می کشم آخر نقاشی من ، بی کران پارسیست نام نیکش ، عاری از جای سوالی می کشم هر کجای نقشه ام قومیست ، من تقدیمشان نقش فردای وطن را ، متعالی می کشم آرزو رحیمی....مجموعۀ فراز مه اندود
0_714399001309636707_jazzaab_ir.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
نگار کارگرفرد
نگار کارگرفرد
شهر آشوب

ای نام تو هستی فزا ، جان مرا جانانه ای
سامان بی سامانی ام ، شعر مرا سامانه ای

در کوچه های عاشقی یک گام همراهم بیا
در این شب مستی فزا ، تو آخرین پیمانه ای

بی باده مدهوش توام ، پژواک چاووش توام
شهر خمارآلوده را ، آشوب یک میخانه ای

بر گرد شمع خاطرت ، پروانگی آیین من
ای نور چشمان ترم ، شمع که را پروانه ای ؟!

دردانۀ دریای دل ، صید کدامین دلبری ؟
بنگر در این دریای خون ، روشن ترین دردانه ای

مهر تو را کاشانه ام ، عشق تو را هم خانه ام
در شام دیجورین من ، قلب که را هم خانه ای ؟

یک روز بر آیین دل ، یک هفته قانون خدا
روزی وفا ، ماهی جفا ، آخر مگر دیوانه ای ؟!

خورشید جان افروز من، افسانه ای خاموش شد
چون قصه ای بی انتها ، پنداره ای ، افسانه ای.....

آرزو رحیمی
ادامه ... 12108210_1679293358974275_796738976695083799_n.jpg
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
DB Queries: 80 (0.3192s) | CACHE Queries: 49 (0.0028s) | Script Execution Time: 0.360 | Memory usage: 2.44MB | Server Load Average: 0.28, 0.22, 0.13