قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
دانش آموخته دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل .فارغ نگارستان خوشنویسی پروفیسور میمنه گی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان و افتخار اشتراک در کلاس های خوشنویسی استاد کریم کریمی در مشهد مقدس

مشخصات

موارد دیگر
شاهپور فاخر
468 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(65 کاربر)
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
...
001.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
کر نمی خواهد به جشن بوسه مهمانم کند/یار من باید بیاید تیر بارانم کند
001.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
غزلی زیبا از جناب سخا
همه تو
ز ابتداى غزل تا به انتها همه تو
منم كه كاتب محضم، غزلسرا همه تو
كلمه ها همه گنجشك هاى بى ثمر اند
- به روى شاخه ى شعرم همه صدا همه تو
رديف و قافيه و بيت و مصرع و حتا
سكوت صامت و موسيقىِ هجا همه تو
دويده درهمه جاى فضاى شعر منى
به هر كجاى غزل تا به ناكجا همه تو
منم که کاتب.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
زنده یاد فروغ
ساعتی فکر.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
....
وقتی هدف.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
یک حرف حکیمانه از این شهر نشنیدم/ای وای بر این شهر که دیوانه ندارد
یک حرف حکیمانه.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
شايد هاى رفيقانه!
زنده گى شايد كه تُنگى از شكر باشد، رفيق!
يا كه از سَمى كُشنده، تلخ تر باشد، رفيق!
-احتمالن- يا كه رويايى ترينِ لحظه هاست
ياكه كابوسى پُر از خوف و خطر باشد، رفيق!
زنده گى شايد كه بالين لطيفى گرم ونرم...
ياكه بالِشتى مدام از گريه تر باشد، رفيق!
بامدادى شايد از خورشيد باشد بارور
يا كه يلداى بلندِ بى سحر باشد، رفيق!
زنده گى شايد كه سنگى در مسير ِ پاى لنگ...
يا كه تاجى از جواهر، روى سر باشد، رفيق!
يا دعاى خير مردم باشد و زادِ سفر
يا كه بارِ لعنت نسل بشر باشد، رفيق!
من نمى دانم چه باشد؟ ليك مى دانم دقيق
اين كه حتمن مى شود ازبد، بتر باشد، رفيق!
قصه كوته، زنده گى شايد كه رَخشى نازنين
ياچموشى بد قَلِق
مانند خر باشد، رفيق!
راستى را، زنده گى ى تو چگونه بوده است؟
يا چسان ات زنده گانى در گذر باشد، رفيق؟!
ادامه ... 001.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
ای به بام روشنایی آفتاب
ای تمنای درخت و سنگ و آب
فصل خوب همزبانی میرسد
لحظه های همزمانی میرسد
من سرود تازه ی فردایی ام
طرحی از رویای هماوایی ام
میگریزم از حصار و بند ها
از غروب از مکر ها ترفند ها
عشق آویزم به شهر شبنما
در تمام لحظه های بی صدا
شهر را آغوش ایمان میکنم
شعر را در شهر مهمان میکنم
001.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
DB Queries: 64 (1.0258s) | CACHE Queries: 25 (0.004s) | Script Execution Time: 1.144 | Memory usage: 1.3MB | Server Load Average: 1.06, 0.61, 0.39