قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
دانش آموخته دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل .فارغ نگارستان خوشنویسی پروفیسور میمنه گی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان و افتخار اشتراک در کلاس های خوشنویسی استاد کریم کریمی در مشهد مقدس

مشخصات

موارد دیگر
شاهپور فاخر
464 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
غزلی زیبا از استاد پرتو نادری
شب است و همهمۀ ماهتاب کوچیده
طراوت از چمن سبز آب کوچیده
امید جاری باران، امید روشن آب
به خانه خانۀ هیچ حباب کوچیده
تمام هستی ما بوی سایه بگرفته
زبام می‌کده‌ها، آفتاب کوچیده
زمانه دفتر تاریک خویش گسترده
ترانه‌های سحر زین کتاب کوچیده
به هرکرانه یکی دیو قامت افرازد
ز سرزمین فلک تا شهاب کوچیده
من از خطوط جبین زمانه می دانم
تفنگ آمده است و کتاب کوچیده
پرتونادری.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
روز جهانی زبان مادری به شما عزیزان که با زبان مادری تان می نویسید ، می سرایید ، حرف می زنید و به آن ارج می گذارید مبارک باد ، به گفته ی دکتر حسن عشایری " باور های درونی انسان با زبان مادری پردازش می شود " این عصب شناس هم چنان می گوید " بسیاری از عواطف آدمی بدون زبان مادری امکان بیان ندارد " .
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
آثار به نمايش گذاشته شده در نمايشگاه قلم صلح
نمايشگاه مشترك بين هنرمندان خوشنويس افغانستان و ايران -هرات1394
10253786_947249825370978_8971583368849970930_n.jpg 12705432_947249672037660_6913633721234251895_n (1).jpg 12715214_947249755370985_5977867660738640831_n (1).jpg 12717369_947250132037614_4434127650173040851_n.jpg 12742372_947250202037607_1737842431377688271_n.jpg 12745860_947249598704334_4169956413381527941_n.jpg 12744537_947249898704304_3259145666422749742_n.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
غزلی زیبا از جناب وثوق
بیـا که بر سر قول و قـرار برگردیــم
بـه خیر مقـدم نـاز بهـار بـرگردیـم
و یـاد مستـی آهنـگ آب داد کنیـم
بــه درس اول آمــوزگار بـر گردیـم
اگر چـه آیینـه‌ی روزگـار خـونینیـم
بـه مشـق خنده‌ی باغ انار بـرگردیـم
دوبـاره هم سبـق خوب لاله‌ها باشیـم
ز آزمـون وفـا ، رستـگار بـرگردیــم
گمان کنیم که ما را همیشه می خوانند
بـه سـاده لوحی سنگ مزار برگردیـم
شکـار خوشدل رگبار وعده‌ها بودیـم
بـه سـر سـلامتـی انتظـار برگـردیم
ورق بـه کـام دل صبحدم اگر برگشت
قـرار وعـده‌ی آنشـب قـرار برگردیم
فضـا گرفته ، سفینه اسیر ، دلها سنگ
دعـا کنیـد بـه سوی مدار بـرگـردیم
ادامه ... گمان کنیم.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
دشنه کیست که زخم اش به دل خسته ما/این همه پر اثر واین همه کاری شده است
دشنه کیست.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
آرامگاه رودکی تاجیکستان
بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی
12670171_1026740107396750_3124609947502968386_n.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز با بیدل:
" ناله‌ها کردیم و کس زین انجمن آگاه نیست
آنچه دل می‌خواهد از اظهارِ مطلب، آه نیست" (بیدل)
مهم‌ترینِ ظرافتِ معنایی و ایهامِ مفهومی در واژه‌ی " آه " نهفته است؛ زیرا قافیه‌ی " آه "در پیوست با ردیف "نیست"، دو مفهوم را در ذهن می‌رساند: " ناله‌هایی که من دارم، از آن، هیچ‌کس در هستی ( انجمن= جمعی ازمردم ) آگاهی ندارد؛ اما آن چه که دل می‌خواهد اظهارکند، آن " آه " نه؛ بل چیزی فراتر و ناشناخته تر از " آه " است که به هر حال بازگوکننده‌ی یک اندوهِ بزرگ است؛ ولی در برداشت دومی می تواند کاربردِ مفهومی " آه نیست"، به نحوی تأکیدی باشد مبنی براین که: آن چیزی را که دل می خواهد، اظهار کند، " آه " (افسوس) که آن نیست؛ اما با توجه به قرائت درون متنی از مفهومِ بیت، گمان نخست ( آه نیست؛ بلکه فراتر از آه است) می تواند نزدیک به اندیشه ی نیای معانی(بیدل) باشد.
بربنیادِ این، هنگامی که بیتِ نخست را در پیوند با مصرعِ بعدی- به لحاظ ِکاربردِ معنایی – پیوسته بخوانیم؛ - تاحدی – این گمان نخست، تقویت می شود:
" امتحان صد بار طی کرد از زمین تا آسمان
هیچ‌جا چون گوشه‌ی بی‌مطلبی، دل‌خواه نیست"
آوردن مصرع " هی
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز با بیدل:
" به چمن زخونِ بسمل، همه جا بهارِ ناز است
دمِ تیغِ آن تبسم، رگِ گُل بُریده باشد" (بیدل)
"بسمل" در لغت به معنای "سربریده " و "ذبح کردن"( و نیز ذبح شده) است. " بهارِ ناز" هم اشاره به "شُکوه " دارد. باتوجه به آن چه گفته شد، بیدل می گوید: دمِ تیغِ تبسمِ معشوق (هنگامی که خندید) رگِ گل را برید و از فرطِ ریختنِ خونِ آن بسمل (یعنی گُل) به چمن، بهارِ ناز (شُکوه) سر زد؛ یعنی خون همان بسمل وقتی ریخت، شُکوه بیکرانه یی در چمن ایجاد شد.
این گونه مضمون پردازی ها با این ظرافت و تنُک خیالی، رویکردی است برای نشان دادن انتهایِ ظرافتِ شاعرانگی در بیان، که بی تردید بسیاری از شاعرانِ دبستان هندی و از آن شمار بیدل (با توجه به نوع نگاه خودش) به این مسأله بسیار پرداخته است؛ اما ویژه گی نیای معانی این است که با دیدِ متفاوت و با برهم زدن هنجار های دال – مدلولی در زبان ،به قرینه سازی های محسوس و نا محسوس می پردازد وگاهی هم با تعمد، شالوده های مفهومی را در خط رابطه های دال- مدلولی بر هم می زند و به نوعی " شالوده شکنی" می کند.
همین داشتن نگاهِ متفاوت، برهم زدن هنجار های متعارف در چیدمان واژه گانی در
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 4 5 6 7 8
DB Queries: 82 (0.3904s) | CACHE Queries: 32 (0.0022s) | Script Execution Time: 0.433 | Memory usage: 2.43MB | Server Load Average: 0.32, 0.28, 0.21