قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
دانش آموخته دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل .فارغ نگارستان خوشنویسی پروفیسور میمنه گی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان و افتخار اشتراک در کلاس های خوشنویسی استاد کریم کریمی در مشهد مقدس

مشخصات

موارد دیگر
شاهپور فاخر
529 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
فردا از نجیب بارور
هان گذر از دی، بگو از حال، از فردا بگو
یک‌صدا از تو و او بگذر بیا از ما بگو
فصل جزم‌اندیشیِ تاریخ پایان یافته‌ست
از بهارِ تازه، از روییدن گُل‌ها بگو
باز شو، از بندهای مختلف در خویشتن
از فضای آسمان و همت عنقا بگو
عشق را در خویش پنهان‌کردن از کافردلی‌ست
خیز و مجنون شو به کوی دوست، از لیلا بگو
از سماعِ دل به رقص آ، پای‌کوبان خنده کن
شور چندین شمس را از عشق مولانا بگو
آب شو تا قطره‌هایت باعث دریا شوند
بحر شو، گسترده شو، از دامن صحرا بگو
رفتنِ پیوسته رسم موج‌های سرکش است
بگذر از بن‌بست‌ها، از جاده گو، از پا بگو
پیش مردان هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو
پیش نامردان ولی درد دل شیدا مگو
ادامه ... بازشو از.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
زندگی باب دلم نیست ترا میخواهم/عشق محتاج قسم نیست ترا میخواهم
گر چه از پیچ و خم فاصله ها آگاهم /چکنم؟دست خودم نیست ترا میخواهم
سخا
عشق محتاج قسم.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
جاویدفرهاد
آسمان، عشق، هوا، آب کمی غم‌گین است
آدمی‌زاد به هم‌نوعِ خودش بدبین است
قسمتت بود ترا داد خدا ای آدم!
کوله‌باری که به دوشت چه‌قَدَر سنگین است
روز و شب قهوه شد و بعد چشیدی، گفتی:
زنده‌گی با همه تلخی به خدا شیرین است
گفتی گفتی و به تکرار شنیدم گفتی؛
لاله در حافظه‌ی دشت عجب رنگین است
گفتی: آنک گلِ نوروزی و اینک سبزه
برگ بر کاکُلِ آن شاخ چه خوب تزیین است
آب با آب رفیق است؛ ولی آه...چرا
آدمی‌زاد به هم‌نوعِ خودش بدبین است؟
زندگی با همه.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
ترسم خدا نخواسته قرباني ات كنند
تاريك و سرد ، ابر زمستاني ات كنند
ساطور خشم بر جگرو گردنت زنند
يك خال سرخ زينت پيشاني ات كنند
از چاه ان شغاد برادر، حواله تير
برقامت بلند خراساني ات كنند
خيناگران خسته ي باران صدا،صدا
از كوچه باغ هاي بدخشاني ات كنند
در كوچه كوچه حرف يهودا، و مريم است
شايد شراب و بوسه اي ارزاني ات كنند
اين شام واپسين، كه به صبحي نمي رسد
هم سرنوشت ي دولت ساماني ات كنند
با ان كه سرزمين خدا آيه آيه است
فتوا دهند، آيه ي شيطاني ات كنند
كور و كري غنوده به وجه شعور؟ خير!
انشا مگر چكامه ي خاقاني ات كنند
امشب ترا غريق سياست نمي كنم
بگذار غرق غرق غزلخواني ات كنند
بگذار راويان پريشاني بعد از اين
صدها قصيده شرح پريشاني ات كنند
لطيف پدرام
ادامه ... ترسم خدا نخواسته.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
با درود پیشاپیش فرارسیدن فرخنده نوروز باستانی و سال نو خورشیدی را تبریک گفته سالی سرشار از تندرستی ,شادی و کامگاری برایتان ارزومندم
کانون خوشنویسی.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
رسید موسم نوروز و روزگارشگفت/فرخنده گل شادی بهار شگفت (لاهیجی)
رسید موسم.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
با ناصر خسرو
نزدیک خداوند.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز بابیدل
" در محبت، آرزو را اعتبارِ دیگر است
این حریفان وصل می‌خواهند و بیدل انتظار " ( بیدل )
در این بیت نیز، روشِ نامتعارف نگری بیدل در مورد مقوله‌های « وصل » و " انتظار " بسیار جذاب است .
« اعتبارِ آرزو در محبت »از دید بیدل، درخواستِ « انتظار » ( یا بودن در مرحله‌ی انتظار ) است، نه طلبیدنِ « وصل »؛ زیرا لذتِ « انتظار » برای رسیدن به « وصل »، کیفیتش بیشتر از رسیدن به خود«وصل » است. ( به دست آوردنِ مطلب ندارد نشئه‌ای چندان + عجب کیفیتی دارد به مطلب نارسیدن‌ها )
بیدل با توجه به این می‌گوید: دیگران (حریفان ) وصل می‌خواهند؛ ولی او با توجه به اهمیتِ اعتبار و کیفیت آرزو در وادی محبت، انتظار را برتر از وصل می‌داند؛ زیرا انتظار با آن که دشوار است؛ اما آرزویی است که لذت آن( یعنی اعتبارِ آن )هرگز پایان نمی‌یابد و از این رو او بر خلاف دیگران، انتظار را بر وصل ترجیح می‌دهد.
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 2 3 4 5 6