قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
دانش آموخته دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل .فارغ نگارستان خوشنویسی پروفیسور میمنه گی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان و افتخار اشتراک در کلاس های خوشنویسی استاد کریم کریمی در مشهد مقدس

مشخصات

موارد دیگر
شاهپور فاخر
509 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
با درود پیشاپیش فرارسیدن فرخنده نوروز باستانی و سال نو خورشیدی را تبریک گفته سالی سرشار از تندرستی ,شادی و کامگاری برایتان ارزومندم
کانون خوشنویسی.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
رسید موسم نوروز و روزگارشگفت/فرخنده گل شادی بهار شگفت (لاهیجی)
رسید موسم.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
با ناصر خسرو
نزدیک خداوند.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز بابیدل
" در محبت، آرزو را اعتبارِ دیگر است
این حریفان وصل می‌خواهند و بیدل انتظار " ( بیدل )
در این بیت نیز، روشِ نامتعارف نگری بیدل در مورد مقوله‌های « وصل » و " انتظار " بسیار جذاب است .
« اعتبارِ آرزو در محبت »از دید بیدل، درخواستِ « انتظار » ( یا بودن در مرحله‌ی انتظار ) است، نه طلبیدنِ « وصل »؛ زیرا لذتِ « انتظار » برای رسیدن به « وصل »، کیفیتش بیشتر از رسیدن به خود«وصل » است. ( به دست آوردنِ مطلب ندارد نشئه‌ای چندان + عجب کیفیتی دارد به مطلب نارسیدن‌ها )
بیدل با توجه به این می‌گوید: دیگران (حریفان ) وصل می‌خواهند؛ ولی او با توجه به اهمیتِ اعتبار و کیفیت آرزو در وادی محبت، انتظار را برتر از وصل می‌داند؛ زیرا انتظار با آن که دشوار است؛ اما آرزویی است که لذت آن( یعنی اعتبارِ آن )هرگز پایان نمی‌یابد و از این رو او بر خلاف دیگران، انتظار را بر وصل ترجیح می‌دهد.
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
برای کشتن من تا که زلف تو جاریست/بلند قصه ی دار و طناب را بگذار
برای کشتن من.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
زبان گشود پرستو که نو بهاران شد /ولی چو بال برآورد تیر باران شد
زبان گشود پرستو.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
زبان مادری و روز زبان مادری همیشه برپا باد.
اندیشه را زبان گواراست پارسی
هر واژه یک نگینه ی گویاست پارسی
از هر دهن ز بس که دل‌انگیز می‌چمد
گویی سروش بردن دل‌هاست پارسی
شب‌ها نیوشه، کودک گهواره ی مرا
شیرینی ترانه ی فرداست پارسی
برخاست از «دهار» و فرا رفت هر کنار
بس پهنه را ادبکده آراست پارسی
آوازه‌ساز بلخ و سمرکند و دامغان
شیراز و غزنه، توس و هریواست پارسی
فردوسی و سنایی و عطار و مولوی
حافظ، فروغ و رابعه ی ماست پارسی
از روزگارحنظله تا روزگار من
آموترین سروده ی دریاست پارسی
پیشینه ی ترا ز چه آغاز سر نهم؟
زیرا هزاره‌هاست که برپاست پارسی
نازم به یادگار نیاکانی‌ام، نگر
پیداست هر چکامه که زیباست پارسی
برگیزه ی شناسه ی من، وخش چامه‌ام
ای خوش که سرزمین مرا خاست پارسی
پرپر کنم درود، «بهارِ سعید» را
در پیش پا اگر که پذیراست پارسی
بهار سعید
ادامه ... گویی سروش.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز با بیدل " نسیم شانه کند، زلفِ موجِ دریا را غبار سُرمه دهد، چشمِ کوه و صحرا را " ( بیدل ) ادامه در دیدگاه
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15