قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران


مشخصات

موارد دیگر
arezoo rahimi
5 پست
زن

دنبال‌کنندگان

arezoo rahimi
arezoo rahimi
جرقه های چشم تو
تا به کجا غم تورا ، به شعر چاره می کنم ؟!
رشته ی الفت تو را ، چه گاه پاره می کنم ؟!
رشته ی الفت تو و تنیدگی به جان من
دل که شده سرای تو ، ز تو اجاره می کنم !
جرقه های چشم تو ، جامه ی تور شعر من
واژه به واژه ی غزل ، پر از شراره می کنم
شعله زند به دفترم ، بارقه ی خیال تو
روشنی ترانه را ، نور ستاره می کنم !
به دل نشانه می کنم ، مصرع زوج و فرد را
به دانه های این غزل ، من استخاره می کنم
باز نیاز شاعری ، ناز ردیف و قافیه
شیطنت هجای را ، امشب اداره می کنم !
نیست میان دفترم ، نشانه ای ز نام تو
نام و نشانی تو را ، به دل نگاره می کنم
شب به سر آمد و نشد قافیه ها به کام من
برگه ای از خیال را ، دوباره پاره می کنم....
آرزو رحیمی
ادامه ...
arezoo rahimi
arezoo rahimi
شاخساران غزل
دفتر شعرم کویری خشک بود
بیت ها ، خار و خسی در این کویر
آمدی با عطر نارنج بهار
واژه شد گلبرگی از جنس حریر
.
آمدی! خار و خسم گلبوته شد
از بهاران تو ای نیکوسرشت
شاخساران شکفته از غزل
طعنه زد بر باغ زیبای بهشت
.
من که شاعر نیستم ، در حیرتم!
این سرانگشتان ، زمن فرمان نداشت
عشق این افسونگر سحرآفرین
واژه واژه شعر ، بر دفترنگاشت
ارزو رحیمی
ادامه ...
arezoo rahimi
arezoo rahimi
مرز کیان
حرمت بیفزا ای قلم ، کرنش نما بر آستان
گویم سخن از اعتبار ، از عشق ، از مرز کیان

ای مرزهای عاشقی ، اقلیم پاک پارسی
هر ذره از خاکت مرا ، اکسیر عمر جاودان

نور اهوراییست این؟ شور اوستاییست این؟
بر آب و خاک پاک تو ، عاشق منم از عمق جان

نامت بلندآوازه است ، زین بیشتر آوازه اش
فر تو روزافزای باد ، اهریمنانت ناتوان

بر تارک چرخ فلک ، نامت نوشته سرفراز
تاریخ تو ، خار و خسی ، در دیده ی اهریمنان
هر روز تو چون مهرگان ، نوروز تو بُد جاودان
سبز و رها باشی وطن ، چون آذران آبادگان

هان ! اهرمن هوشیار باش ، ازمرز ایران دم مزن
شنهای دشت لوت هم ، پیداست تعداد و نشان

ما آرشیم و مازیار ، یعقوب لیث و بابکیم
هر پارسی یک رستم است ! آماده و جان برکفان

آبی تر از نیلوفران ، پاینده ،ای شاخاب پارس
تا نام ایرانی بجاست ، پارسی و فر پارسیان

این خاک پاک آریا ، میراث اجداد منست !
ایرانی ام ، ایرانی ام ، ایران مرا نام و نشان

آرزو رحیمی
ادامه ...
arezoo rahimi
arezoo rahimi
من شعر نمی دانم
من شعر نمی گویم
تنها تو را مرور می کنم
شعر تجسم صدای توست
شعر تنفس هوای توست
یاد تو که گل می کند
بر واژه می نشیند
گلواژه می شود
و شعر
زاده می شود

آرزو رحیمی-برایت دو پرچین غزل کاشتم
11660096_1645023755734569_1320308894_o.jpg
arezoo rahimi
arezoo rahimi
یک تپش قلبم ز یاد و خاطرش غافل نبود
گرچه یادش را بجز دلتنگی ام حاصل نبود

باز هم ای قلب من بی یاد او هرگز مزن
جان من بی او به این ماتمکده مایل نبود

نام او ثبت است در اندیشه و احساس من
نام من در دفتر اسناد او شامل نبود

او در اعماق وجود و قلب من کاشانه داشت
ازبرایم لحظه ای در یاد او منزل نبود

دل به دریا میزدم دانستم از روز نخست
غرقه ی این ورطه را در هیچ سو ساحل نبود

آفرین بر مقدم پاکت بدون عشق تو
حس ناب عاشقی در شعر من کامل نبود

آرزو رحیمی-از مجموعه منتشر شده برایت دو پرچین غزل کاشتم
ادامه ...
DB Queries: 99 (0.3819s) | CACHE Queries: 59 (0.0083s) | Script Execution Time: 0.436 | Memory usage: 1.33MB | Server Load Average: 0.03, 0.08, 0.06