قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
این من ، من ِ شیطان است. در کودکی یتیم شدم ...امیدوار زیستم...و انشاالله با یقین خواهم مرد.

مشخصات

موارد دیگر
رضا قدرتی
309 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

رضا قدرتی
رضا قدرتی
روزی لقمان در کنار چشمه ای نشسته بود . مردی که از آنجا می گذشت ایستاد و از لقمان پرسید : چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است.
دوباره سوال کرد : مگر نشنیدی ؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد .

زمانی که چند قدمی راه رفته بود ، لقمان به بانگ بلند گفت : ای مرد ، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید .
مرد گفت : چرا اول نگفتی ؟
لقمان گفت : چون راه رفتن تو را ندیده بودم ، نمی دانستم تند می روی یا آهسته .
حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده خواهی رسید .
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
چه پیغامی دارد این آیه ، میدانیم آیا؟؟؟.
.
.
مَنْ کانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ
.
.
هر که دیدار خدا را ( ورود به حضورش را در برزخ و قیامت و بهشت ) امید دارد پس ( در عمل بکوشد زیرا ) مسلما مدت ( تعیین شده از جانب ) خدا آمدنی است ، و اوست شنوا و دانا.
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
من و باجناقهایم 92/11/22
.
.
.
از باجناق هم میشود فامیل اگر خدا خواهد.
.
.
باجناقها.jpg
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
برهانی
برهانی
الفقیدة عزیزة
~.jpg ~~.jpg a1.jpg A2.jpg A3.jpg A4.jpg b (1).jpg b (11).jpg b (111).jpg d (2).jpg d (3).jpg Z.jpg
اللهم عجل لمولانا الغریب الفرج
رضا قدرتی
رضا قدرتی
ماژلید نوشته...!!!
در open
ماژلید نوشته1.jpg
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
به دنبال ِ بهانه...!!!
.
.
.

نومید نباید بود ....
نمیرانید دلها را....
خاطر حزین است لیک.....
حل کنید این معما را.....
لطفی چنان!!...ذوقی چنان!!...حالی دگر ندارم!!....یاران موافق همه از دست شدند...!!!
اینها همه بهانه است ...
گفتم بهانه ....راستی ما در کلک بهانه ای داشتیم ..شیرین سخن ...آیا دارید خبر از بهانه؟
هست آیا او...
یا که از دست شد بقول ایران...
آینۀ یکدیگریم ما ...
گر چه خوبرویان بیزارند از چهرۀ کریه من ....
ولی چکنم که من یک واقعیتم....
گر بخندی خواهم خندید ...
گر بگریی خواهم گریست ...
و اگر بلند کنی دست راست ...
من بلند خواهم کرد دست چپ...
واگر تو چپ ... من راست...
زیرا من آینه ام ...زیبایی و پلیدی را نشان خواهم داد ...
ولی عاجزم از چپ و راست...
از من نخواه یمین و یسار ..
ولی بخند که میخندم و مریز اشک که میبارم ..
سخن کوتاه کن رضا... ای دراز روده و بی محل خروس...
که نخواهند شنید ترا...
که در قدیم پنبه در گوش بود و حالا هدفون!!!
گفتم ابتدا نومید نباید بود ...
به انتها که رسیدم شدم نابود ...نابود ِ نابود.!!!!
.
.
(قدرتی- رضا) 92/9/9
02:00
ادامه ...
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
سیاهی کیستی؟
بر دلم این نقش سیاه ، بگو که چیستی؟
سیاهی1.jpg سیاهی 2.jpg
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
سلام بامدادی.... {-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
صفحات: 13 14 15 16 17
DB Queries: 77 (0.2957s) | CACHE Queries: 48 (0.003s) | Script Execution Time: 0.344 | Memory usage: 1.45MB | Server Load Average: 0.1, 0.12, 0.13