قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
این من ، من ِ شیطان است. در کودکی یتیم شدم ...امیدوار زیستم...و انشاالله با یقین خواهم مرد.

مشخصات

موارد دیگر
رضا قدرتی
309 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

رضا قدرتی
رضا قدرتی
سلام.
.
.

ای کلکیان دلم نمی آمد که بیایم
آمدم که بگویم که چون نمی آیم
گر آمدنی بود رفتنی هم هست
نمی روم که بگویم که نمی آیم
مرا به فاطمیه کردند استهزا
ای منتقم بیا که به پابوس بیایم.
.
.
بامداد جمعه 93/1/15 02:23 قدرتی
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
شبی که شهر ما بوی باروت گرفت
.
. بجای چاه بابل ،فضای شهر ،هوای هاروت گرفت
.
.
.کجایند دلاور مردان رزم
.
محلۀ قدیمی ما خوی طاغوت گرفت
.
.
خوردند و کشیدند و مستانه رقصیدند
.
مسلمانی امشب مرد و آرام، توی تابوت گرفت
.
.
خندیدند امشب بنام زرتشت ِ بزرگ
.
شکست و پاره شد ، فلاخنی که داود، سوی جالوت گرفت
.
.
رضا تو امروز نه رضائی نه قدرتی!
.
چرا که جای مویز را جناب ِ شاتوت گرفت!!!
.
.
.
بامدا چهارشنبه 92/12/28 02:12 (رضا قدرتی)
ادامه ... چهار1.jpg چهار 6.jpg چهار 5.jpg چهار2.jpg چهار 3.jpg جهار 4.jpg
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
رنجیده ایم و رنجانده ایم ، به عمد یا که سهو
خندیده ایم و خندانده ایم ، به جمع یا به لهو
.
.
.
.
.... !!!!
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
برهانی
برهانی
کشتی پهلو گرفته
صدیقة الشهیدة
ضلع شکسته
ممتحنه ...
14 03 13 21 19 06.png 14 03 13 21 19 44.png 14 03 13 21 20 57.png 14 03 13 21 22 34.png 14 03 13 21 21 19.png 14 03 13 21 23 31.png 14 03 13 21 21 46.png
اللهم عجل لمولانا الغریب الفرج
رضا قدرتی
رضا قدرتی
عکس تزئینیست، ولی معانی ؟؟
من از بیگانگان هرگز ننالم.jpg
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
امروز فقط سلام ،
امید ندارم به یک جواب
چرا که همه سر در گریبان دارند، ثالث گفت ،
ولی نه ا ز سرما
که از موبایل
که از تبلت
که از فردا
امید ندارم حتی به یک جواب
چرا که همه سردند !
نه از سرما
که از اخلاق بی اخلاقی
که از خلاق اینترنت
.
.
.
.
.
.
ویا حتی از اونترنت!!!!
ادامه ...
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
در خواب جمال یار خود می دیدم- در عین صفا
از گلشن وصل او گلی می چیدم- بی خار و جفا

ناگاه خروس سحری بیدارم کرد- گویا ز حسـد
ای کـــــاش که بیــدار نمی گــردیدم - تا روز جـزا
.
.
.
.
.
.آیا کسی میداند که چه کسی شعر ابوسعید ابی الخیر (ابوالخیر) را دستکاری کرده و آنرا بصورت مستزاد در آورده است؟
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا قدرتی
رضا قدرتی
روزی لقمان در کنار چشمه ای نشسته بود . مردی که از آنجا می گذشت ایستاد و از لقمان پرسید : چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است.
دوباره سوال کرد : مگر نشنیدی ؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد .

زمانی که چند قدمی راه رفته بود ، لقمان به بانگ بلند گفت : ای مرد ، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید .
مرد گفت : چرا اول نگفتی ؟
لقمان گفت : چون راه رفتن تو را ندیده بودم ، نمی دانستم تند می روی یا آهسته .
حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده خواهی رسید .
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
صفحات: 12 13 14 15 16
DB Queries: 91 (0.4364s) | CACHE Queries: 53 (0.0027s) | Script Execution Time: 0.489 | Memory usage: 1.49MB | Server Load Average: 0.29, 0.28, 0.32