قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
هرچه میخواهد دل تنگت بگو

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

گروه آزاد

گروه عمومی · 64 کاربر · 713 پست
مهدی سهرابی
مهدی سهرابی
یاکریم............
ax1.jpg
برهانی
برهانی
لبیک
_3_.jpg
سوی که روم من که دلم سوی تو باشد
ارغنون
ارغنون
موزه خوشنویسی قزوین: یکی از آثار مهم دوره صفوی در قزوین عمارت چهلستون یا کلاه فرنگی است. این کاخ در سال 1337 به عنوان گنجینه اشیای تاریخی و باستانی مورد استفاده قرار گرفت و هم‌ اکنون به موزه خوشنویسی قزوین تبدیل شده‌ است.
آثار خوشنویسی به نمایش درآمده در این موزه عمدتا به خط نستعلق و شکسته نستعلیق است و اثر دست استادان و پیشکسوتان این عرصه می باشد.
در این مجموعه آثار هنرمندانی چون میرعماد حسنی قزوینی ، درویش عبد المجید طالقانی و میرزا غلامرضا عماد الکتاب به نمایش گذاشته شده است.
قزوین به عنوان پایتخت خوشنویسی شناخته می شود.
702445227155175691631465845156179013591.jpg 250160431862822672402102487213726212676.jpg
خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر ... من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم
ارغنون
ارغنون
موزه خوشنویسی قزوین: یکی از آثار مهم دوره صفوی در قزوین عمارت چهلستون یا کلاه فرنگی است. این کاخ در سال 1337 به عنوان گنجینه اشیای تاریخی و باستانی مورد استفاده قرار گرفت و هم‌ اکنون به موزه خوشنویسی قزوین تبدیل شده‌ است.
آثار خوشنویسی به نمایش درآمده در این موزه عمدتا به خط نستعلق و شکسته نستعلیق است و اثر دست استادان و پیشکسوتان این عرصه می باشد.
در این مجموعه آثار هنرمندانی چون میرعماد حسنی قزوینی ، درویش عبد المجید طالقانی و میرزا غلامرضا عماد الکتاب به نمایش گذاشته شده است.
قزوین به عنوان پایتخت خوشنویسی شناخته می شود.
702445227155175691631465845156179013591.jpg 250160431862822672402102487213726212676.jpg
خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر ... من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم
خادم
خادم
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاک‌باز باشد

به کرشمهٔ عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟
تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
ادامه ... photo_2016-08-11_13-22-18.jpg photo_2016-08-11_13-23-55.jpg photo_2016-08-11_13-25-16.jpg photo_2016-08-11_13-27-48.jpg
خادم
خادم
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاک‌باز باشد

به کرشمهٔ عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟
تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
ادامه ... photo_2016-08-11_13-22-18.jpg photo_2016-08-11_13-23-55.jpg photo_2016-08-11_13-25-16.jpg photo_2016-08-11_13-27-48.jpg
خادم
خادم
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاک‌باز باشد

به کرشمهٔ عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟
تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
ادامه ... photo_2016-08-11_13-22-18.jpg photo_2016-08-11_13-23-55.jpg photo_2016-08-11_13-25-16.jpg photo_2016-08-11_13-27-48.jpg
خادم
خادم
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاک‌باز باشد

به کرشمهٔ عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟
تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
ادامه ... photo_2016-08-11_13-22-18.jpg photo_2016-08-11_13-23-55.jpg photo_2016-08-11_13-25-16.jpg photo_2016-08-11_13-27-48.jpg
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
DB Queries: 81 (0.4171s) | CACHE Queries: 33 (0.0026s) | Script Execution Time: 0.462 | Memory usage: 2.77MB | Server Load Average: 0.24, 0.15, 0.1