قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
هرچه میخواهد دل تنگت بگو

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

گروه آزاد

گروه عمومی · 62 کاربر · 720 پست
محمود زاده
محمود زاده
ضرب المثل "مرده شوی ترکیبش را ببرد."
درویشی، معدودی کلمات حکمت و عرفان را بدون این که بین آن‌ها ربطی باشد، بیان می‌کرد و شنونده تا زمانی دراز گمان می‌برد که واقعاً او درست می‌گوید و این شنونده است که از درک آن مطالب عاجز است، تا این که روزی درویش مذکور در حلقه درس میرزاابوالحسن جلوه حکیم معروف، حاضر شد و در میان مباحثه، همان الفاظ را تند و پشت سر هم بیان کرد. حکیم مدتی به او نگریست. سپس به فراست هزل بودن آن را دریافت و گفت: مفرداتش خوب است، اما «مرده‌شوی ترکیبش را ببرد.»
رضا  اعتمــــــــادیان
رضا اعتمــــــــادیان
سلام
باز موقع امتحانات دانشگاه شد ، دوستان رو کمتر زیارت میکنیم
عزیزانی که حاضرند اعلام حضور کنند .......
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ........ دل بی تو بجان آمد وقتست که باز آیی
مهدی سهرابی
مهدی سهرابی
یاکریم............
ax1.jpg
سید امیر حسین بَطحائی
سید امیر حسین بَطحائی
سلام به همه عزیزان و دوستان گرامی.
مدت های زیادی بود که فعالیتی نداشتم تو سایت. به یاری دوستان از این به بعد بیشتر فعالیت میکنم.
جناب اعتمادیان حاضر ما رو هم بزنید.
به همه هنرمندان قدیمی سایت و عزیزانی که جدیدا پیوستن به جمع کاربران سایت، عرض سلام و ارادت دارم.
یاعلی
@};-
خوشنویسی بصفحه ء ایران عاقبت سر شکستگی باشد.
حامد هروی
حامد هروی
ماییم و
شب تار و غم یار
و دگر هیچ..
برهانی
برهانی
لبیک
_3_.jpg
اللهم عجل لمولانا الغریب الفرج
رضا  اعتمــــــــادیان
رضا اعتمــــــــادیان
سلام دوستان
چقدر سایت آرومه
کجایید ؟؟؟؟؟؟؟
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ........ دل بی تو بجان آمد وقتست که باز آیی
خادم
خادم
ای دل به کام خویش جهان را تو دیده گیر
در وی هزار سال چو نوح آرمیده گیر
بستان و باغ ساخته و اندران بسی
ایوان و قصر سر به فلک بر کشیده گیر
هر گنچ و هر خزانه که شاهان نهاده‌اند
آن گنج و آن خزانه به چنگ آوریده گیر
با دوستان مشفق و یاران مهربان
بنشسته و شراب مروق کشیده گیر
هر بنده‌ای که هست به بلغار و هند و روم
آن بنده را به سیم و زر خود خریده گیر
هر ماهرو که هست در ایام روزگار
آن را به ناز در بر خود آرمیده گیر
هر نعمتی که هست به عالم تو خورده دان
هر لذتی که هست سراسر چشیده گیر
چون پادشاه عدل ابر تخت سلطنت
صد جامهٔ حریر به دولت دریده گیر
آواز رود و بربط و نای و سرود و چنگ
وین طنطنه که می‌شنوی هم شنیده گیر
چندین هزار اطلس و زربفت قیمتی
پوشیده در تنعم و آنگه دریده گیر
در آرزوی آب حیاتی تو هر زمان
مانند خضر گرد جهان در دویده گیر
تو هم‌چو عنکبوتی و حال جهان مگس
چون عنکبوت گرد مگس بر تنیده گیر
گیرم تو را که مال ز قارون فزون شود
عمرت به عمر نوح پیمبر رسیده گیر
روز پسین چه سود بجز آه و حسرتت
صد بار پشت دست به دندان گزیده گیر
سعدی تو نیز ازین قفس تنگنای دهر
روزی قفس بریده و مرغش پریده گیر
ادامه ...
صفحات: 2 3 4 5 6