قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
هرچه میخواهد دل تنگت بگو

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

گروه آزاد

گروه عمومی · 64 کاربر · 733 پست
رضا قدرتی
رضا قدرتی
نمیدانم چرا تعطیله تعطیلم
چرا در خود فرو رفتم
چرا درگیره درگیرم
چرا خون میخورد این دل
چرا نوزاده بی شیرم
چرا دل میزند شور
ولی شیرینه شیرینم
چرا اعصاب من خرد است
ولی بی قال و بی قیلم
چرا این ره رسید اینجا
مگر مقصد همینجا بود
اگر جاریست اکسیرِ عشق
چرا از زندگی سیرم
چرا عمرم به باطل رفت
جوانه نازده پیرم
چرا پرواز نتوانم
اسیرِ قفل و زنجیرم
چرا هزیانِ تنهایی
چرا غوغای رسوایی
چرا شادیه تو خالی
چرا غمهای بی ریشه
چرا ترس ِ شن از شیشه
منم مصداقِ فیل و کک
به نخ پای و به سر شیشه
به پای فیل ِ من نخ
سماءِ آنیکی شیشه
تو گویی من ککم ، فیلم
همان تعطیله تعطیلم {-7-}
.
.
.
همین الان بداهه
94/6/18 13:03 ظهر چهارشنبه
رضا قدرتی
ادامه ...
امن یجیب خوانده ام ، خدا میداند...
رضا  اعتمــــــــادیان
رضا اعتمــــــــادیان
سلام دوستان
چند روزی رو اومدم مسافرت ( رشت ) از اینکه کمتر از سایت سر میزنم و گاها به پیامهای خصوصی دوستان دیرتر پاسخ میدم انشاالله بنده را عفو خواهید نمود . اینجا دسترسیم به اینترنت همیشگی نیست .
روزهای خوشی را برایتان آرزومندم
یاحق
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ........ دل بی تو بجان آمد وقتست که باز آیی
یغما
یغما
این دستان سرشار از هنر استاد غلامحسین امیرخانی است.این عکس را در ایلام ،تیرماه سال90 گرفته شده (دومین جشنواره ملی خوشنویسی نینوا).انشا الله سایه استاد سالها سال بر سر اهالی هنر بویژه خوشنویسان مستدام بماند.
6ioxgfjuj7r5o5lysbl.jpg
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود- ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
یغما
یغما
سید خوانی
زیباست
سیدخوانی.jpg
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود- ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
یغما
یغما
حال و هوای این عکس و خط عالیه
1.jpg
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود- ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
حامد هروی
حامد هروی
گاه، سخت میشود غمگین نشد...
امین زند
امین زند
آزادسازی ساخت گروه
تصمیم گرفتیم از اول شهریور ساخت گروه را باز کنیم و دوستان به سلیقه خود گروه های مورد نیازشان را بسازند .
گروه های که ساخته می شوند غیر رسمی هستند و در صورت فعالیت حرفه ای تبدیل به گروه های رسمی خواهند شد .
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
hadi
hadi
بسم الله النور

چقدر خسته ام از این فراق طولانی

زدست رفته قرارم خودت که می دانی

چه می شود که دمی روبه‌روی بنشینم

چه می شود که مرا نزد خویش بنشانی

خمارو خسته‌و بیمار گشته ام یارا

بریز جرعه‌ای از آن شراب عرفانی

اگر چه سوخته جان و دلم زهجرانت

به جز به عشق تو کی می دهم به ارزانی

فغان ز روز و شب تارو تیره‌ام ای دوست

که ماه پرده‌نشین شد به شام ظلمانی

صبا اگر خبر از کوی یار می‌آری

به مژده می‌دهمت جان و دل به آسانی

بیا گذر کن از این کوی و کوچه گهگاهی

که با عبور تو دل می رود به آسانی

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
ادامه ...
یاعلی مدد
صفحات: 13 14 15 16 17
DB Queries: 57 (0.2303s) | CACHE Queries: 48 (0.0028s) | Script Execution Time: 0.280 | Memory usage: 1.29MB | Server Load Average: 0.07, 0.14, 0.19