قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گروه خوشنویسان خارج از ایران .
این خوشنویسان که در خارج از میهن عزیزمان زندگی میکنند میتوانند آثارشان را در این گروه به اشتراک بگذارند .

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کلک خیال خارج از ایران

گروه عمومی · 14 کاربر · 166 پست

ارسالهای کلک خیال خارج از ایران

شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
ترسم خدا نخواسته قرباني ات كنند
تاريك و سرد ، ابر زمستاني ات كنند
ساطور خشم بر جگرو گردنت زنند
يك خال سرخ زينت پيشاني ات كنند
از چاه ان شغاد برادر، حواله تير
برقامت بلند خراساني ات كنند
خيناگران خسته ي باران صدا،صدا
از كوچه باغ هاي بدخشاني ات كنند
در كوچه كوچه حرف يهودا، و مريم است
شايد شراب و بوسه اي ارزاني ات كنند
اين شام واپسين، كه به صبحي نمي رسد
هم سرنوشت ي دولت ساماني ات كنند
با ان كه سرزمين خدا آيه آيه است
فتوا دهند، آيه ي شيطاني ات كنند
كور و كري غنوده به وجه شعور؟ خير!
انشا مگر چكامه ي خاقاني ات كنند
امشب ترا غريق سياست نمي كنم
بگذار غرق غرق غزلخواني ات كنند
بگذار راويان پريشاني بعد از اين
صدها قصيده شرح پريشاني ات كنند
لطيف پدرام
ادامه ... ترسم خدا نخواسته.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
با درود پیشاپیش فرارسیدن فرخنده نوروز باستانی و سال نو خورشیدی را تبریک گفته سالی سرشار از تندرستی ,شادی و کامگاری برایتان ارزومندم
کانون خوشنویسی.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
رسید موسم نوروز و روزگارشگفت/فرخنده گل شادی بهار شگفت (لاهیجی)
رسید موسم.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
با ناصر خسرو
نزدیک خداوند.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
برای کشتن من تا که زلف تو جاریست/بلند قصه ی دار و طناب را بگذار
برای کشتن من.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
زبان گشود پرستو که نو بهاران شد /ولی چو بال برآورد تیر باران شد
زبان گشود پرستو.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
زبان مادری و روز زبان مادری همیشه برپا باد.
اندیشه را زبان گواراست پارسی
هر واژه یک نگینه ی گویاست پارسی
از هر دهن ز بس که دل‌انگیز می‌چمد
گویی سروش بردن دل‌هاست پارسی
شب‌ها نیوشه، کودک گهواره ی مرا
شیرینی ترانه ی فرداست پارسی
برخاست از «دهار» و فرا رفت هر کنار
بس پهنه را ادبکده آراست پارسی
آوازه‌ساز بلخ و سمرکند و دامغان
شیراز و غزنه، توس و هریواست پارسی
فردوسی و سنایی و عطار و مولوی
حافظ، فروغ و رابعه ی ماست پارسی
از روزگارحنظله تا روزگار من
آموترین سروده ی دریاست پارسی
پیشینه ی ترا ز چه آغاز سر نهم؟
زیرا هزاره‌هاست که برپاست پارسی
نازم به یادگار نیاکانی‌ام، نگر
پیداست هر چکامه که زیباست پارسی
برگیزه ی شناسه ی من، وخش چامه‌ام
ای خوش که سرزمین مرا خاست پارسی
پرپر کنم درود، «بهارِ سعید» را
در پیش پا اگر که پذیراست پارسی
بهار سعید
ادامه ... گویی سروش.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
خوشا روزى كه...
چراغى داشتيم كم سو اگرچه، ليك از ما بود
و روزى داشتيم روشن و يا تاريك، از ما بود
سفر با ساز دل همراه بُود و ساربان از ما
و مقصد هم اگر بُد دور يا نزديك، از ما بود
نمى كرديم حوالت ناروايى را به اين و آن
اگر بد بُود از ما بود و يا گر نيك، از ما بود
كنار چشمه ى صاف تفاهم، آب مى خورديم
ده از ما، خيمه از ما، چشمه از ما، خيك ازما بود
گلوى ما هران چه مى سرود از خشم يا شادى
صداى ما براى نفرت و تبريك، از ما بود
كنون، در شاهراهِ عاريت، لنگيده مى ناليم:
خوشا روزى كه خاكى جاده ى باريك، از مابود!
کنار چشمه.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 3 4 5 6 7