قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گروه خوشنویسان خارج از ایران .
این خوشنویسان که در خارج از میهن عزیزمان زندگی میکنند میتوانند آثارشان را در این گروه به اشتراک بگذارند .

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کلک خیال خارج از ایران

گروه عمومی · 13 کاربر · 128 پست

ارسالهای کلک خیال خارج از ایران

شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
زیبا سروده بانو بهار سعید
اندیشه را زبان گواراست پارسی
هر واژه یک نگینه ی گویاست پارسی
از هر دهن ز بسکه دل انگیز می چمد
گویی سروش بردن دلهاست پارسی
شبها نیوشه، کودک گهواره ی مرا
شیرینی ترانه ی فرداست پارسی
برخاست از «دهار» و فرا رفت هر کنار
بس پهنه را هنرکده آراست پارسی
آوازه ساز بلخ و سمرکند و دامغان
شیراز و غزنه، توس و هریوا ست پارسی
فردوسی و سنائی و خیام و مولوی
حافظ فروغ و رابعه ی ماست پارسی
از رودکی و حنظله تا روزگار من
آمو ترین سروده ی دریاست پارسی
پیشینه ی ترا ز چه آغاز سر نهم؟
زیرا هزاره هاست که برپاست پارسی
نازم به یادگار نیاکانیم، نگر
پیداست هر چکامه که زیباست پارسی
برگیزه ی شناسه ی من، وخش چامه ام
ای خوش که سرزمین مرا خاست پارسی
پرپر کنم درود، « بهارِ سعید » را
در پیش پا اگر که پذیراست پارسی
ادامه ... 001.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
فرزندِ چاه
جاویدفرهاد
گم کرده راهِ جاده، درنیمه راهم ای‌دوست
یعنی به‌سانِ یوسف، فرزندِ چاهم ای‌دوست
زخمی‌تر از خیالات، پیچیده در تغزّل
ازمطلع تابه مقطع، مضمون آهم ای‌دوست
بنشسته روی شاخه، چُرتی‌تر از همیشه
گنجشکِ پرشکسته، دریک پگاهم ای‌دوست
گفتی :"که نیمه شب شد، بایدبرم...عزیزم!"
یک قطره اشک گُم شد، پشتِ نگاهم ای‌دوست
آدم، بهشت و گندم...،یک‌باره نی‌که چندم
بررویِ هرچه دامن، داغِ گناهم ای‌دوست
یعنی بسان یوسف.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
باد و باور
بشکسته کسی ضربه به ضربه نفسم را
بسته ست کسی میله به میله قفسم را
ای باد میان تو و باور چه غریبم
افگنده کسی دور زمن دادرسم را
یک هستی پر عاطفه در سینۀ من بود
آواره نمودند صدای جرسم را
تاعشق دهد بال و پرازآبی نابش
صد رنگ شکستم پر و بال هوسم را
بیگانه سراکرده کسی شهر مرا وای
آزرده کسی سخت امیر و عسسم را
ای خاک صدای قدمم را نشنیدی
از یاد زدودی نگۀ ملتمسم را
خورشید افق های خیالم، سفری کن
بیدارکن از خواب شرر خارو خسم را
ناکس چه فریبد به هوای که ندارد
اندیشه فردایی بسیار کسم را
20/02/2015
حمیرا نکهت دستگیرزاده
ادامه ... خورشید افق های خیالم.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
" دستِ تو باز می‌کند، پنجره‌های بسته را
هم تو سلام می‌کنی، ره‌گذرانِ خسته را
تمرین امروز
دست تو باز می کند.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
سخنی از شمس و تمرین امروز
بر کافر شکر.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
بشکفد بار دگر لاله رنگین مراد
غنچه سرخ فرو بسته دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روزگاری که به سر آمده آغاز شود
روزگار دگری هست و بهاران دگر
شاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاتر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی جان شب و روز
بی خبر از همه خندان باشیم
بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد
کاشکی آینه ای بود درون بین که در آن خویش را می دیدیم
آنچه پنهان بود از آینه ها می دیدیم
می شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیک پیروزی و امید شدن
شاد بودن هنر است گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست.
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد. ژاله اصفهانی
ادامه ... بی غمی عیب بزرگی.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
. چون شمع زنده باشی همچون شرر نخسپی.
درهای آسمان را شب سخت می‌گشاید.
نیک اختریت باشد گر چون قمر نخسپی.
در های اسمان.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا
. در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی.
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم.
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی.
گفته بودم چو  بیایی.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 12 13 14 15 16