قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گروه خوشنویسان خارج از ایران .
این خوشنویسان که در خارج از میهن عزیزمان زندگی میکنند میتوانند آثارشان را در این گروه به اشتراک بگذارند .

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کلک خیال خارج از ایران

گروه عمومی · 14 کاربر · 166 پست

ارسالهای کلک خیال خارج از ایران

شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
نزده سر زفلک همچو تو ماهی گاهی
مه نبرده است دل از کس بنگاهی گاهی
ولی طواف
008.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز با سعدی
آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب‌ست
وان نه بالای صنوبر که درخت رطب‌ست
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب‌ست
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب‌ست
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب‌ست
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست
نه که از ناله مرغان چمن در طرب‌ست
001.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
جناب سخا
بياكه گُل بدهيم يار! سنگ بسيار است
سلاح سنگ به دستان جنگ بسيار است
بيا قلم بدوانيم به عرصه ي كاغذ
كه درمساحت اين جا، تفنگ بسيار است
بيا حصار غزالان بي پناه شويم
هلا كه وسعت خيزِ پلنگ، بسيار است
بگو به ماهي رقصانِ بي خيالِ خطر
كه زير دامن دريا، نهنگ بسيار است
درين بساط دغل پيشه گان جاه پرست
عزيز ساده دلِ من! زرنگ بسيار است
بياكه مرهمي بشويم روي زخم داغدلان
كه زخم كهنه ي دل هاي تنگ، بسيار است
نه فرصت است، بياو دقيقه را درياب
كه اتفاق بدِ بي درنگ، بسيار است
ادامه ... 001.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
بـَكــَش ذوالفـــقار قلم راكه باز
درِ«خيبر» است و به «حيدر» نياز
هــــله! راهوار سخن آب ده
و قمچين حماسه را تاب ده
كماني بپــــرداز بهـــر نبرد
كه تيرش نخيزد مگر جز ز درد
به زِه اندرآور چنان تير را
كه دوزد بهم، تيغ وشمشير را
كـُـلهْ خودْ، زپولاد ترك هوس
بنه بر سر و سـرمنه پيش كس
رَ جَـز خواهي خواني، قصيده بخوان
وليكن به نام سپـــيده بخوان
تغزل بهل، وز نخستين كلام
بكش تيغ حماسه را از نيام
به تزوير بيني نقابي اگر
فگنده به رخ خيره ي خيره سر
زالياف جرئت ، قبايي بدوز
به بي پردگي پرده هارا بسوز
يكي نعره بركــَش كه صف بشكند
كه شيپور و سـُرنا و دَف بشكند
بكش تيغ افشا وصدپاره كن
ورفع نقاب از دغلكاره كن
پس آنگه به ژوبين بيت الغزل
بكن حمله بر كجروان ِ دغل
ادامه ... 001.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
امروز با حافظ
جامم بدست.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
تمرین امروز با خداوندگار بلخ
FB_IMG_1456640812170.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
غزلی زیبا از استاد پرتو نادری
شب است و همهمۀ ماهتاب کوچیده
طراوت از چمن سبز آب کوچیده
امید جاری باران، امید روشن آب
به خانه خانۀ هیچ حباب کوچیده
تمام هستی ما بوی سایه بگرفته
زبام می‌کده‌ها، آفتاب کوچیده
زمانه دفتر تاریک خویش گسترده
ترانه‌های سحر زین کتاب کوچیده
به هرکرانه یکی دیو قامت افرازد
ز سرزمین فلک تا شهاب کوچیده
من از خطوط جبین زمانه می دانم
تفنگ آمده است و کتاب کوچیده
پرتونادری.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
آثار به نمايش گذاشته شده در نمايشگاه قلم صلح
نمايشگاه مشترك بين هنرمندان خوشنويس افغانستان و ايران -هرات1394
10253786_947249825370978_8971583368849970930_n.jpg 12705432_947249672037660_6913633721234251895_n (1).jpg 12715214_947249755370985_5977867660738640831_n (1).jpg 12717369_947250132037614_4434127650173040851_n.jpg 12742372_947250202037607_1737842431377688271_n.jpg 12745860_947249598704334_4169956413381527941_n.jpg 12744537_947249898704304_3259145666422749742_n.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 10 11 12 13 14