قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
گروه خوشنویسان خارج از ایران .
این خوشنویسان که در خارج از میهن عزیزمان زندگی میکنند میتوانند آثارشان را در این گروه به اشتراک بگذارند .

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کلک خیال خارج از ایران

گروه عمومی · 13 کاربر · 128 پست

ارسالهای کلک خیال خارج از ایران

شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
تمرین امروز و ابو سعید ابولخیر
از دیده.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
تمرین امروز با حافظ
عاشقی را که.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
مهدی نصرت هروی
خط و خال
چندى شده كز دوست نداريم پيامى
بس شام به صبح آمد و بس صبح به شامى
دوشينه اگر ساغرم از باده تهى شد
امروز زساقى طلبم يك، دو، سه جامى
زين كوچه و پس كوچه نگرديد نصيبم
نه جلوهٰ ماهى و نه سنگى سر بامى
از چشم تو راز دل ما ميشود افشا
چون توبه زاهد شكند ماه صيامى
بدنام كنيدم كه ز مستى نهراسيم
در پاى پرى چهرهٰ، خوش لفظ و كلامى
اين مُعجِز عشق است كه از موهبت او
گنج دل محمود شده بذل غلامى
خال و خط تو داد فريب دل "نصرت"
بد مرغك بى حوصله افتاده بدامى
ادامه ... امروز زساقی.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
اهدا به بانونگار کارگرفرد
صدایی به رنگ صدای تو نیست
بجز عشق نامی برای تو نیست
شب و روز تصویر موعود من
در آینه بجز چشمهای تو نیست
دکتر قیصر امین پور
صدایی به رنگ صدای تو.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
سید ضیاالحق سخا
غزلي در اي كاش!
گيسو به دست باد بده، هرچه باد باد!
بسپُر به من، سپندفكندن وان يكاد!
گيسو بده به باد، كه در آسمان شعر
بي تومراهواي غزل مي بَرد ز ياد
آري! بده به باد و بيانداز روسري
بگذار شيخ شهر بگرود به ارتداد!
والله، عطرجنگل گيسوي تو مرا
برده ست تاحوالي ي دشوار اعتياد
سرگشته روي بام تو پرواز مي كند
مثل كبوتري، دل حيرانِ نامراد
اي كاش ميشد آن كه هواخواهِ خسته ات
سر را به شانه هاي تو يك بارمي نهاد!
ادامه ... 11237572_928366703872923_8508085252131930690_n.jpg گیسو بدست باد.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
رازق فانی
با هر دلی که شاد شود شاد می شوم
آباد هر که گشت، من آباد می شوم
در دام هر که رفت ، شریک غمش منم
از بند هرکه رست، من آزاد می شوم
بینم اگر که بال فغان در دلی شکست
من بر لبش نشسته و فریاد می شوم
بااین نبرد سخت که با صخره ها کنم
روزی حریف تیشه ء فرهاد می شوم
تا خوبتر بیان کنم ای زنده گی ترا
طبع خیام و خامهء بهزاد می شوم
چون بوی گل، که گاه شگفتن شود پدید
من از میان شعر خود ایجاد می شوم
فانی به پای هیچ کسی خم نشد سرت
آخر من از غروز تو برباد می شوم
ادامه ... با هر دلی.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
«نجیب بارور»
دیشب که با پیراهنت هم‌ساز رقصیدیم
مثل دو قمری در قفس، هم‌راز رقصیدیم
دنیای ما، ویران‌تر از دنیای آدم بود
با هفت پُشت عشق، عالم‌باز رقصیدیم
مثل ستاره، مثل شب، خاموش در صحرا
در وادی چشم‌ تو بی‌آواز رقصیدیم
بیگانه‌تر از خویش، سرگردان‌تر از دریا
بی‌آرزو در صبحِ چشم‌انداز رقصیدیم
زانوبه‌زانو آیه می‌خواندیم از مهتاب
دیشب که با چشم شقایق‌ساز رقصیدیم
از عشق می‌گفتیم، ما از عشق می‌خواندیم
این‌گونه هستی را پُر از پرواز رقصیدیم
دیشب که با.jpg 10313467_1541670786070727_8099761607913052780_n1-300x273.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
شاهپور فاخر
شاهپور فاخر
غزلی زیبا از جناب سخا
چشمه ي عسل
سرسپرده ي شعرم، مشرب غزل دارم
رقص واژه ها بامن، بزم بي مَثَل دارم
گاه همدم حافظ، گاه يار من سعدي ست
مست باده ي شعرم ، شيشه دربغل دارم
هاي! فصل پاييزان! در تموز و يخبندان
باغِ پُر هياهويم ، رونق حمل دارم
زنده گي من در شعر موج مي زند، آري
بي سرود اگر باشم، مرگ بي اجل دارم
تا به من رسي جاده، صاف، نرم وهموار است
كي به گونه ي بيدل، «كوهم و كتل دارم؟!»
چشم هاي من زنبور، گونه هاي تو انگور
خوشه خوشه مي نوشم، چشمه ي عسل دارم
نيمه شب شد و اما، من نشسته بيدارم
باگلوي شعر خود، بانگ بي محل دارم!
ادامه ... تا بمن رسی.jpg
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنابیا
صفحات: 9 10 11 12 13